کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۴, جمعه

پشت پرده پیگیری انتخابات در داخل و کنگره ملی در خارج

دانشجوی مبارز پیمان عارف در روز پایانی محکومیتی که توسط بیدادگاه جمهوری اسلامی به او تحمیل شده بود، به شلاق بسته می شود تا یادش نرود که از چه جهنمی بیرون آمده است، اما او به محض آزادی یادش می آید که برای چه هدفی به زندان رفته بود و درنتیجه پشت شلاق خورده اش را بدون ترسی به تماشا می گذارد تا درندگی رژیم جمهوری اسلامی را نشان دهد، چنانچه منصور فرجی و سمیه توحیدلو نیز چنین کردند. در اینجاست که اهمیت کوشش های آزادیخواهی در داخل نمایان تر می شود، کوشش هایی که با جان انسان ها درآمیخته و به دور از سهم خواهی، شعار و حرف انجام می گیرند


این روزها کم نیستند مبارزانی که چه درون زندانهای نظام جمهوری اسلامی و چه پس از آزادی، با چهره ای روشن ندا می دهند که Zarezadeh-Ardeshirآماده هستند تا بعنوان پیشروان جنبش آزادیخواهی زندگی خود را فدا کنند، کما اینکه صدها کشته و اعدامی دو سال اخیر و هزاران کشته و اعدامی سالهای قبل در پی چنین هدفی صورت گرفت. حال پرسش از کسانی و یا گروههایی است که پیگیر انتخابات و ایجاد کنگره ملی و یا هر اسم دیگری که هستند، آیا محور آنها نیز چنین هدفی است یا آنکه تنها به دلیل چسبیدن به قدرت و گرفتن سهمی و ایجاد نظامی مشابه رژیم فعلی تلاش می کنند و در اینراه ابایی ندارند که تعدادی از مردم بازهم فریب خورند و یا در انتهای روشن شدن مقصد آنها، از رسیدن به دموکراسی محروم و سپس ناامید شوند ! مهم این نیست که فرد یا گروه پیگیر برای انتخابات در جمهوری اسلامی و تشکیل کنگره ملی اصلاح طلب باشد و یا خود را سکولار بنامد، سلطنت طلب یا مجاهد باشد، جمهوریخواه یا چپ باشد، بلکه مهم این است که بداند که مبارزه ای که درون کشور جاریست، هدفی روشن دارد که دیر یا زود نیروهای خود را سازماندهی کرده و آلترناتیو خود را برای مقابله با رژیم تشکیل می دهد. روشن نیست که چرا تعدادی در خارج کشور با اصول و اهدافی متفاوت شرکت یا عدم شرکت در انتخابات را تبلیغ می کنند و یا ایجاد کنگره ملی با اسامی گوناگون را هدف خود قرار داده اند، اینکار را بدون توجیه اینکه داخل کشور با اینهمه مبارز درک شرکت یا عدم شرکت در انتخابات و یا توان تشکیل آلترناتیو را ندارند، انجام نمی دهند ! چرا برای آنها روشن نیست که مبارزه هنوز در ابتدای سازماندهی نیروهای مختلف دور می زند و در زمان مناسب که رسید با تمام فشار و اختناق موجود کنگره ملی نیز تشکیل خواهد شد، کما اینکه سالهای قبل نیز چنین امری در نطفه ایجاد شده بود.

این روزها تحولاتی در داخل کشور، چه در میان گروههای حاکم و چه در میان جنبشهای مردمی در حال روی دادن است ؛ گروههایی که با تکیه بر اختناق و فشار مشکلات سهم خواهی درون خود را حل کرده و به تثبیت نظام دست یابند و در طرف مقابل جنبشهایی که تلاش دارند ستونهای رژیم را متزلزل کنند. رژیم از ابتدای به قدرت رسیدن نشان داد که رحمی برای مخالفان خود نداشته و درعوض منابع اقتصادی کشور را بیت المالی میداند که باید برای خود و وابستگانش مصرف کند و لذا سرکوب و فساد مالی رانتی همچون دو بازوی مهم سردمداران نظام تابحال مورد استفاده قرار گرفته است. تفاوتی که این روزها با سالهای گذشته کرده، در درکی است که مسولان فعلی نظام از قدرت مطلقه خویش یافته اند و درنتیجه سرکوب را تشدید داده و فساد مالی رانتی به هزاران میلیارد از طریق قانونی و بانکهای در اختیار را افزایش داده اند و مقامات دیگر نیز حتی از افشای آنها در جامعه هراسی ندارند. زمانی که ولایت فقیه ترمز مسولان را در ادامه افشاگری می کشد تا مخالفت جناحها با یکدیگر به لو رفتن اصل ماجرا که خود بیت رهبری نیز در جریانات سهم دارد، کشیده نشود عمق فساد نظام آشکار می شود. زمانی که احمدی نژاد و باندش که قدرت خود را مدیون رهبری می دانستند، ولی برای قبضه بیشتر قدرت مقابل رهبری نیز می ایستند، آشکار می شود که ترفند اصولگرایی در مقابل اصلاح طلبی و شدت سرکوب نیز نه تنها به یکدست شدن مسولان نمی انجامد، بلکه جنبش مردمی را نیز متوقف نمی کند. چنانچه دو حزب نیرومند کشورهای غربی برای کنترل بحران و ادامه نظام جانشین یکدیگر می شوند، دو روی سکه اصلاح طلبی و اصولگرایی ( محافظه کاری ) نیز بصورت مضحکی برای تثبیت نظام جایگزین یکدیگر می شوند. با وجودیکه بنظر می رسد که رهبری و سپاه بعنوان دو بازوی نظام حاضر نیستند که قدرت بدست آمده را با رفسنجانی و سران اصلاح طلب تقسیم کنند، ولی بنظر امکان پذیر است که بخشی از مسولان فعلی جای خود را به بخشی از سران قبلی و یا افراد جدیدتری بدهند تا نظام به حیات خود ادامه دهد. آنچه از تغییراتی که در جریان است، حتی اگر برای فریب مردم برای شرکت در انتخابات باشد و یا کشورهای غربی را به انجام اصلاحات خوش بین کند، حاکی از این موضوع است.

تلاش مهدوی کنی و سایرین برای ایجاد جبهه ۷+۸ و یک لیست مشترک که نماینده همه گروههای اصولگراها باشد، با سرکشی گروه پایداری که جناح تندتری بوده و بینابین اصولگراها و باند احمدی نژاد قرار دارند، به نتیجه نرسیده است چرا که گروه پایداری معتقد است که لاریجانی، رضایی، قالیباف و بخشی از موتلفه به رفسنجانی و بعضی از اصلاح طلبان نزدیک اند. باید دید که در ادامه رهبری که از زبان حداد بر یک لیست اصولگرا تاکید کرده بود ولی هنوز نتیجه نداده، قادر خواهد بود با هشدارهای بیشتر باین امر موفق شود یا اینکه ضربه ای که با نافرمانی باند احمدی نژاد به او وارد آمده، دامنه اختلافات بیشتر می شود. گرچه باند لاریجانی و بخشی از اصولگرایان و همچنین رفسنجانی و دیگر سران اصلاح طلب با زبان بی زبانی خواهان برکناری باند احمدی نژاد هستند و مصاحبه اخیر فرماندهان سپاه بر ضد ایشان و مصاحبه مهدی خزعلی – که اخیرا در زندان در اختیار ماموران امنیتی بوده - با صدای امریکا مبنی بر اینکه احمدی نژاد محور فساد است ولی اعتقاد به نظام لازم است بر این امر صحه می گذارند. اما شخص خامنه ای تا یافتن جایگزین مورد اعتماد به این کار تن نخواهد داد.

سفر احمدی نژاد با کل فامیل و بستگان به امریکا این بار کم اثرتر بوده و مقامات غربی اهمیت کمتری برای وی قائل بودند. تعداد زیادی از همراهان و بوروکراتهای وابسته به وی نیز در پای میز محاکمه اند و جناح مخالف سعی دارد تا کاندیدهای انتخاباتی موافق وی را شناسایی و به کمک شورای نگهبان از حق انتخاب محروم کند، ولی هنوز باند ایشان که از حمایت بخشی از سپاه و مسولان تشکیل شده و تمایل به کم کردن قدرت ولایت فقیه دارند از قدرت بی نصیب نیستند. جناح حاکمه برای نشان دادن یکدستی و تثبیت نظام در برابر غرب تمایل دارد که انتخابات را مانند بارهای پیش با تعداد بیشتری از شرکت مردم برگزار کند، گرچه با وجود تصویب شرم آور قانون کنترل نمایندگان مجلس چشمداشت آنها در استقلال بسته تر است ولی حتما حربه تقلب برای انتخاب شدن نمایندگان مطیع تر انجام خواهد گرفت. با وجود اینکه هنوز تغییر چندانی صورت نگرفته اما جبهه مشارکت و شورای هماهنگی دچار توهم شده و جرقه شکستن حصر آقایان موسوی و کروبی را مقدمه انتخابات آزاد دانسته اند، با اینگونه اصلاح طلبان و این بیانیه ها به نظر می آید که نظام جمهوری اسلامی نیازی به تن دادن به اقدامات اصلاحی چندانی نمی بیند و تنها همین برداشتن حصر، بخشی از آنها را راضی به شرکت در انتخابات می کند.

از طرف دیگر همچنان بخشی از قدرت تمایل به شدت عمل و سرکوب مردم داشته و ایجاد بحران در منطقه را از طریق تروریستهای وابسته مهم دانسته و بر ترفند مذاکره طولانی با غرب برای نرسیدن به توافقی پافشاری می کند، درحالیکه بخش دیگر جنبشهای منطقه را خطرناک دانسته و اعتقاد دارد باید نرمشی در مذاکرات نشان داده و شدت سرکوب را برای کم کردن فشار سازمانهای حقوق بشر پایین آورده و بخشی از زندانیان را آزاد نمایند. در نتیجه با توجه به اینکه بسیاری از مخالفان در دو سال گذشه اعدام شده ولی چند ماهی است اعدام سیاسی متوقف شده، بخشی از زندانیان آزاد گشته و آقای کروبی بی خبر به دیدار خانواده برده می شود و لذا احتمال آزادی ایشان و آقای موسوی نیز می رود، یا خبر توقف ادامه کار سانتریفوژها اگر سوخت لازم از طرف غرب تامین شود، بخشی از ترفندی است که جناح معتقد به نرمش انجام میدهد. از طرف دیگر افزایش اعدام منتسب به مواد مخدر و یا قاتلین افراد حتی اگر نوجوان باشند، دستگیریهای جدید و گسترش آن به خبرنگاران و فیلم سازان و غیره، شلاق زدن و سرکوب کسانی که حرکات اجتماعی همچون طرفداری از محیط زیست و آثار تاریخی و یا آب بازی و غیره پرداخته، مانور نظامی در خشکی و دریا و یا ایجاد بحران در لبنان و بحرین و یمن و غیره پرداخته و به تهدید غرب می پردازند، پافشاری تفکر تندروان را در کار بروز می دهد. البته تمایز دادن جناحهای تندرو و محافظه کار بدلیل تزلزل و عدم حزبی بودن افراد به آسانی امکان پذیر نبوده و بسته به اینکه چه جناحی قدرت می گیرد جابجا می شوند ولی اشتراک منافع آنها را به همدیگر نزدیک کرده است، و چه بسا تغییرات متفاوت در مسائل گفته شده با هماهنگی مقامات رده بالا برای فریب مردم صورت می پذیرند. اگر در مورد انرژی هسته ای و یا بعضی از کشورهای منطقه که جنبش مردمی شکل گرفته اظهار نظر متفاوت شنیده می شود، اما در مورد سوریه مقامات می دانند که تغییر نظام در آن کشور به تغییر نظام در جمهوری اسلامی منتهی می شود و لذا تمام نیروی خود را برای حفظ آن رژیم بکار می برند، شاید بی دلیل نباشد که روسیه و چین نیز تحریمهای سوریه را وتو کرده اند.

طبیعی است که مبارزه داخل کشور آن قدر حاد نشده که دوباره مردم تنور انتخابات نظام را گرم کنند تا افراد مطیع بیشتری به مجلس فرمایشی راه یافته و دور جدیدی از فسادها و سرکوبها آغاز شود، بخصوص که گرانی و فشار اقتصادی توان مردم را بریده و اعتقادشان را به رژیم ازبین برده است. با شروع سال تحصیلی بار دیگر دانشجویان و معلمان گرد هم آمده و مخالفتهای خود را که اینبار بیشتر صنفی بوده و قادر است تعداد بیشتری را جذب کند، آغاز کرده اند، مسائلی همچون ندادن خوابگاه که به فوت دختر دانشجویی منجر شد، تفکیک جنسیتی، رسمی شدن معلمان و دیگر مسائل صنفی تظاهرات و تحصن هایی را موجب شده است که در آینده تشدید خواهد شد. تظاهرات و اعتصاب باشکوه هزاران کارگر پیمانکاری شرکتهای پتروشیمی در خوزستان که دو هفته طول کشید، نوید اعتصابات کارگری متشکلتری را با وجود بیکاری و حقوق پایین می دهد. ایجاد ابتکاراتی خودجوش برای آب بازی و پاک کردن شیشه ماشینها برای کودکان بی سرپرست، نوید دیگر حرکات اجتماعی را می دهد که مکمل تظاهرات خیابانی بوده و می تواند موجب گردهمایی بیشتری از مردم شود، همچون جمع شدن در پارکها و یا مناطق عمومی که شکل تظاهرات سیاسی را به خود نگیرد. مواردی همچون حفظ محیط زیست و آثار تاریخی از جمله تظاهرات مردم شهرهای آذربایجان برای دریاچه ارومیه که اقدامی بی نظیر بود و صدای خیلی از تجزیه طلبان را نیز خاموش کرد، البته بازهم نوید تجمع بیشتری برای مسائل این چنینی را می دهد. اعتصابات و خواسته های صنفی گروههای مختلف نیز ادامه خواهد داشت و فضای ایجاد شده از فشار بین المللی حقوق بشری می تواند موجب رونق حرکات اعتراضی و اجتماعی مردم شود.

آنچه بتدریج روشن شده اینکه دیگر نه رژیم امکانی برای ادامه بقای خود گذاشته و نه اینکه مردم اعتمادی به گفتار مقامات جمهوری اسلامی دارند. در نتیجه تلاش های جوانان، دانشجویان، کارگران، معلمان و دیگر اصناف و اقشار موجب خواهد شد تا آلترناتیو مورد نیاز اظهار وجود کند. این مهم می تواند حتی ایجاد "کنگره ملی" نیز باشد. در خارج کشور نیز ایجاد نهادها و تشکل های مدافع حقوق مردم ایران و مبارزات داخل و کوشش برای ایجاد همبستگی میان گروههای برون مرزی اهمیت بسزایی دارد. بنابراین همه کوشش های برون مرزی و نیز تلاش برای ایجاد کنگره ملی بدون در نظر گرفتن محور مبارزه یعنی تلاش های داخل کشور به نتیجه ای نخواهد رسید و از سویی داغ کردن تنور انتخابات جمهوری اسلامی آن هم بدون در نظر گرفتن حتی کف مطالبات مردمی تنها منافع مردم را زیر سوال می برد.
 
حسن زارع زاده اردشیر
روزنامه نگار و فعال حقوق بشر
http://zarezadeh.blogspot.com

۱۳۹۱ فروردین ۱, سه‌شنبه

تجاوز یک پسر ۲۰ ساله کرمانی به ۱۶ زن

تجاوز پسر 20 ساله کرمانی به 16 زن + عکس
گزارش آخرین نیوز به نقل از روزنامه تهران امروز این مرد که مجید- م نام داشت پس از دستگیری انگیزه خود از جنایاتش را نه انحراف جنسی بلکه نفرت و کینه از زنان ذکر کرد. این جوان ۲۰ ساله که سرانجام پس از پیگیری‌های ادامه دار پلیس کرمان هنگامی که قصد قربانی کردن زن تنهای دیگری را داشت دستگیر شد، به بازپرس پرونده گفت: باعث این جنایاتم کاری بود که مادرم در کودکی با من کرد. تازه به دنیا آمده بودم که پدرم دچار حادثه‌ای شده و فوت کرد.
مادرم که پس از مرگ پدر، قصد شوهر کردن را داشت چون من را مانعی بر سر راه ازدواج مجددش دید مرا بی‌رحمانه از خود رانده و به شیرخوارگاه سپرد. من تا ۷ سالگی در مرکز نگهداری اطفال ماندم و در این مدت تجربه‌های خیلی تلخی را از سر گذراندم.مربی‌های مرکز که همگی زن بودند به عناوین مختلف مرا آزار داده و تحقیر می‌کردند. در آن سالها تنها چیزی که نمی‌دیدم دلسوزی و حمایت بود. سرانجام به مدرسه رفتم اما به دلیل مشکلاتی که در کودکی داشتم و بدبینی خاصی که به محیط اطراف پیدا کرده بودم قادر به برقراری ارتباط درست با هم مدرسه‌ای هایم نبودم. سریع پرخاش می‌کردم و بارها به خاطر همین رفتارم از طرف هم مدرسه‌ای هایم فحش و سرکوفت شنیده و کتک خوردم. آنها بی‌پدر و مادری مرا به رخم می‌کشیدند و حرف‌هایی به من می‌زدند که باعث می‌شد در خلوت خود ساعت‌ها گریه کنم و از خدا بخواهم زودتر مرا بکشد. همان موقع بود که بذر نفرت از جنس زن در دلم رشد کرد. من عامل تمام بدبختی‌های خود را اقدام مادرم و برخوردهای زننده زنانی می‌دانستم که مربی نگهداری من بودند.
خبری که خواندم
متهم افزود: مدام به انتقام گیری از زنان فکر می‌کردم و به دنبال راهی بودم تا آنها را قربانی نفرت خود کنم. می‌خواستم به هر وسیله‌ای شده زنان را تحقیر کنم تا اینکه یک‌روز که روزنامه‌ای دستم رسیده بود در آن خبری خواندم مبنی بر اینکه مردی با عنوان قلابی مامور شرکت گاز وارد خانه زنی تنها شده و به او تعرض کرده بود. با خواندن این خبر جرقه این کار در ذهن من هم خورد.تصمیم گرفتم همین بلا را سر عده‌ای زن بیاورم.
خانه‌ای را زیر نظر گرفتم که می‌دانستم در آن زوجی تازه ازدواج کرده با هم زندگی می‌کنند. ساعتی از صبح گذشته بود که شوهر برای رفتن سر کار از منزل خارج شد. کوچه خلوت بود و کسی هم آن دور و اطراف نبود. کیف و سر رسیدی که همراهم بود را زیر بغلم گرفته و به سمت خانه زن رفتم. زنگ خانه‌اش را به صدا درآورده و خود را مامور شرکت گاز معرفی کردم که برای خواندن کنتور آمده است. زن هم به من اعتماد کرده و در را باز کرد. به محض مواجه شدن با وی، در دهانش را گرفته و به وی تعرض کردم. التماس‌های وی هم فایده‌ای نداشت. بعد هم به سرعت از آنجا فرار کردم.مدتی بعد زن دیگری را هدف قرار دادم و وی را هم با عنوان مامور گاز مورد تعرض قرار دادم.
به ۱۴ زن دیگر هم طبق همین نقشه تعرض کردم و تعداد قربانیان خود را به ۱۶ نفر رساندم. اما هر کاری می‌کردم ریشه این نفرت از دلم پاک نمی‌شد و همچنان فکر انتقام از زنان دیگری هم بودم.
سوژه روانشناسان شدم
مجید ادامه داد: بهمن ماه سال گذشته بود که طبق نقشه قصد اذیت و آزار زن خانه دار دیگری را داشتم. در کوچه‌ای که خانه آن زن در آنجا قرار داشت مشغول راه رفتن و یافتن فرصتی مناسب بودم که یکمرتبه ماشین پلیس را کنار خود دیدم. سعی کردم خود را عادی نشان دهم اما ماموران به من مشکوک شده بودند. می‌دانستم که زن‌هایی که این بلا را سر آنها آورده‌ام از من شکایت کرده‌اند و پلیس هم بدجوری دنبال من است اما حاضر نبودم به هیچ قیمتی دست از این کار بردارم. ماموران پلیس بعد از دیدن من به سویم حمله کرده و قصد دستگیری من را داشتند. من هم چاقویم را درآورده و با آنها درگیر شدم.بعد هم به سرعت به سمت خیابان دویدم تا با استفاده از شلوغی آنجا فرار کنم. اما همانجا با کمکی که مردم به ماموران کردند دستگیر شدم.داخل ماشین پلیس که نشستم فهمیدم عکس چهره من در اختیار کلیه مراکز پلیس قرار داده شده است و مامورین از روی تصویر بازسازی شده چهره‌ام ازروی اطلاعاتی که قربانیان تعرض‌های من به‌ آنها داده بودند شناسایی شده ام. پس از دستگیری و انتقال به آگاهی بود که متوجه شدم پلیس تنها از چند مورد از تعرض‌های من مطلع است و بقیه شاکیان از ترس آبرویشان اصلا برای شکایت به پلیس مراجعه نکرده‌اند. به مرور اعترافات خود را شروع کرده و به ۱۶ فقره تجاوز اقرار کردم. بازپرس پرونده پس از شنیدن حرف‌های من دستور انتقالم را به پزشکی قانونی داد تا سلامت روانی من مورد بررسی قرار گیرد ولی پزشکان این مرکز مرا از نظر روانی سالم و صاحب اراده در وقوع جرم تشخیص دادند. بعد هم به دست تیمی از روانشناسان سپرده شدم تا تحقیقات بیشری درباره شخصیت من توسط آنها انجام شود.
اعدام مجرم روانی
مجید چندی بعد از این اعترافات در دادگاه کیفری استان کرمان محاکمه و قضات وی را به جرم ۱۶ بار تجاوز به عنف به مرگ محکوم کردند. قضات دیوان‌عالی کشور هم بدون وارد کردن هیچ ایرادی به این حکم حکم اعدام وی را تایید کرده و این متهم سحرگاه دیروز در زندان مرکزی کرمان به دار مجازات آویخته شد.

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

گزارش تازه احمد شهید از وضعیت حقوق بشر ایران منتشر شد




احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران گزارش تازه ای را در مورد وضعیت حقوق بشر در این کشور منتشر کرد. این گزارش به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه می‌شود.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در این گزارش از موارد شکنجه بازداشت شدگان در ایران انتقاد کرده است.


او نوشته است: "بعضی (از مصاحبه شوندگان) اظهار کرده اند که در معرض رفتاری قهرآمیز قرار گرفته اند که مصداق شکنجه است، از جمله نگهداری بیش از اندازه در حبس انفرادی، شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، تهدید به تجاوز جنسی و تهدید به بازداشت یا آسیب رساندن به دوستان و بستگان و اعضای خانواده. همچنین گفته شده است که بازداشت شدگان مجبور شده اند مقابل دوربین های تلویزیونی اعتراف کنند."
احمد شهید همچنین اظهارات شاهدانی را نقل کرده است که می گویند از حق دادرسی عادلانه در ایران محروم شده بودند. بعضی از این افراد گفته اند که هنگام بازداشت نه حکمی قانونی به آنها ارائه شده و نه دلیلی برای دستگیری آنها ذکر شده و در بعضی موارد ماه ها در سلول انفرادی نگهداری شده اند، بدون آن که اتهامی به آنها تفهیم شود.
در گزارش آقای شهید آمده است: "تمام مصاحبه شوندگان اظهار کرده اند که در خلال انتقال به بازداشتگاه و بازجویی به آنها چشم بند زده شده بود و اکثرا نتوانسته اند با اعضای خانواده خود تماس بگیرند تا بگویند در کجا نگهداری می شوند و پس از دستگیری و همچنین در خلال تحقیقات، به وکیل دسترسی نداشتند."
او همچنین شرایط زندانها و بازداشتگاه های ایران را پایین تر از "حداقل استانداردهای اعلام شده از سوی سازمان ملل" توصیف کرده است: "ازدحام بیش از حد زندانیان، نبود آب کافی، عدم رعایت کافی اصول جداسازی زندانیان، تاسیسات غیر بهداشتی و فوق العاده بی کیفیت، شرایط خطرناک تهویه، دسترسی ناکافی به خدمات پزشکی، ارائه غذای کم، ارتکاب خشونت و به خدمت گرفتن زندانیان برای تسهیل مجازات."
احمد شهید می گوید که با چهار نفر از بازداشت شدگان سابق بازداشتگاه کهریزک صحبت کرده و اظهارات آنها موارد مکرر اعتراض به شرایط زندانهای ایران را تایید می کند.
"بعضی (از مصاحبه شوندگان) اظهار کرده اند که در معرض رفتاری قهرآمیز قرار گرفته اند که مصداق شکنجه است، از جمله کاربرد افراط آمیز از حبس انفرادی، شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، تهدید به تجاوز جنسی"
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران:
گزارشگر ویژه سازمان ملل در ادامه گلایه می کند که مقامهای متخلف از جمله سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، از مصونیت قضایی برخوردارند و از این که هنوز تحقیقی کامل، بیطرفانه و مستقل درباره حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ صورت نگرفته، ابراز دلسردی کرده است.
او همچنین اذیت و آزار، بازداشت و نقض حقوق مدافعان حقوق بشر در ایران را مورد انتقاد داده و نسبت به بعضی از پرونده ها از جمله سهراب رزاقی، کوهیار گودرزی و مادرش پروین مخترع، و آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی ابراز نگرانی کرده است.
در این گزارش اظهار شده است که جمهوری اسلامی ایران بیش از هر کشور دیگر جهان، روزنامه نگاران را به زندان انداخته است. احمد شهید می نویسد که امسال ۴۲ خبرنگار در زندانهای ایران بازداشت هستند.
او می نویسد: "بنا به گزارشهای رسیده به گزارشگر ویژه، دست کم ۱۵۰ روزنامه نگار از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ از بیم سرکوب و اذیت و آزار از کشورشان گریخته اند. سازمان گزارشگران بدون مرز در نامه ای به گزارشگر ویژه نوشته است که قریب به ۵۰ نشریه از زمان انتخابات تعطیل شده است."
یک روزنامه نگار به احمد شهید درباره سانسور در جمهوری اسلامی گفته است: "در گذشته مقامات به ما می گفتند چه ننویسیم ولی حالا می گویند چه بنویسیم."
گزارشگر ویژه سازمان ملل از سرکوب و اذیت و آزار نظام مند اقلیتهای دینی، قومی و جنسی در ایران نیز انتقاد کرده است.
آقای شهید در گزارش خود همچنین نسبت به افزایش شمار اعدام هایی که رسما توسط مقامات ایران تأیید شده، ابراز نگرانی کرده است.
او می گوید که در طول سال ۲۰۰۱ (تا ماه دسامبر)، ۴۲۱ مورد اعدام رسما اعلام شده و ۲۴۹ مورد اعدام مخفی به اطلاع وی رسانده شده است.
آقای شهید ضمن استقبال از حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران، ابراز امیدواری کرده است که تمام موارد موجود محکومیت های سنگسار مورد بازبینی قرار گیرد، تا چنین مجازاتی دیگر در ایران اجرا نشود. با این حال، او ابراز نگرانی کرده که کماکان ممکن است "به تشخیص قاضی، مطابق قوانین اسلام یا فتوا، مجازاتهای شدیدی وضع شود."
"بنا به گزارشهایی رسیده به گزارشگر ویژه، دست کم ۱۵۰ روزنامه نگار از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ از بیم سرکوب و اذیت و آزار از کشورشان گریخته اند. "
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل
در گزارش آقای شهید از قول یک نماینده سابق مجلس ایران (بدون ذکر نام او) به "موارد تقلب در جریان انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۸ و انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹" اشاره شده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از قول این نماینده سابق مجلس نوشته است: "ناظران در شهرهای تهران، شیراز، تبریز و مشهد گزارش می دادند که حوزه های اخذ رأی هنوز باز بود و برگه های شمرده نشده هنوز در صندوق های سر بسته باقی مانده بود که خبرگزاری فارس در ساعت ۹ شب، نتایج انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۸ را اعلام کرد. همین مسئله، نگرانی های گسترده در مورد تقلب را مطرح کرد و در نتیجه شماری از نمایندگان مجلس به وزارت کشور اعتراض کردند".
احمد شهید در بخش دیگری از گزارش خود از سرکوب فعالیت تشکلهای کارگری در ایران و بازداشت اعضای سندیکاهای کارگری که خواهان احقاق حقوق صنفی خود هستند، انتقاد کرده است.
آقای شهید در این گزارش از عدم همکاری مقامات ایران گلایه کرده و نوشته است که آنها با درخواست او برای سفر به این کشور موافقت نکرده اند.
به نوشته آقای شهید، مقامات ایران همچنین به درخواستهای فوری نهادهای سازمان ملل در باره موارد نقض حقوق بشر پاسخ نداده اند.
گزارشگر ویژه سازمان ملل از نظام قانونی ایران و تلاش نهادهای قانون گذاری برای تصویب قوانینی که به گفته او به محدود کردن حقوق شهروندان می انجامد، انتقاد کرده است.
احمد شهید در پایان ضمن درخواست از حکومت ایران برای توقف نقض نظام مند حقوق بشر، خواهان ارائه تعریفی روشن از جرائم علیه امنیت ملی شده است. او همچنین درخواست آزادی فوری تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی را مطرح کرده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل از حکومت ایران تقاضا کرده که ضمن پایان دادن به اعدام برای مواردی که "جرم جدی" محسوب نمی شود، "توقف اعدام برای کلیه جرایم را تا زمانی که اجرای موثر حقوق مردم برای برخورداری از دادرسی عادلانه به طور معناداری قابل مشاهده نشده"، بررسی کند.
احمد شهید همچنین خواهان توقف اعدام افرادی شده است که قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده اند.

۱۳۹۰ اسفند ۹, سه‌شنبه

آموزش فالبینی ،رمالی و جن گیری-

بخش اول فال قهوه

امروز قصد دارم به شما فال قهوه را آموزش بدهم .فال گرفتن خیلی راحت است یعنی آنقدرهم ساده که شما فکر می کنید هم نیست.یک کم مشکل هست ولی باید تلاش مستمر داشته باشید و البته اگر به دنبال درآمدزایی و یا کمی خیرخواهانه تر بنگریم دنبال اشتغال زایی هستید بهتر است چاشنی سروزبان داری و نگاه کجکی و توی دهن نفر مقابل زدن و چاخان و تهمت و افترا به این و آن و خلط مبحث و افشاگری و در خط بودن فلان...را هم بیافزایید.دیدید که خیلی هم سخت نیست!
برای شروع ابتدا یک فرد ساده لوح با افکار دایی جان ناپلئونی و یک مقدار مضطرب و نگران آینده لازم است .سعی کنید معیار های یاد شده را ملاک قرار دهید.اگرهم نفر مورد فال گیری یکی از شرایط را هم داشت میتوان بعد با هنرنمایی خود موارد تکمیلی را به شخصیت وی افزاکنید که آنهم بستگی به مهارت و چرب زبانی شما دارد توصیه میشود برای بهبود چرب زبانی به مداحی حاج سعید حدادیان هرروز دوساعت گوش کنید.مقدار قهوه بستگی به ظرفیت طرف و پولی که میدهد و صد البته جیب مبارک شما هم دارد و فرد مورد نطر نیز میتواند برای تامین مخارج از وام های اندک موسسه قرض الحسنه بیت مکرم استفاده کند که بلاعوض هستند !.اگر میخواهید صرفه جویی کنید میتوانید اندکی خاک اطراف خواجه ربیع مشهد به جای قهوه و یک قاشق کافور کهریزکی برای قوام بیشتر فرد مفعول القهوه به فنجان اضافه کنید. به جای قاشق هم میتوانید از فرد مذکور بخواهید که باتوم اورده و باآن قهوه را هم بزنید!موسیقی ملایم و یک فضای تاریک نیز به شما کمک میکند.سعی کنید قیافه خودرا هم روحانی تر بکنید البته میتوانید با جاروبرقی حالت مذکوره رابه موها وریش و سیبیل بدهید ،زیاد هم مهم نیست زیرا فضای تاریک و مبهم محیط فال بینی نوعی احترام به فاعل القهوه را در مفعول القهوه ایجاد می کند تا بتواند راحت مفعول القهوه به را راحتی میل کند.به جای موسیقی میتوانید از آرشیو خطبه های نماز جمعه که ملایمت و معنویت خاصی دارد یک ملودی از استاد صلحی پیدا کنید و پلی بنمایید یا اینکه از موسقی عربی یا اشعار علی معلم که حالت معنوی خاصی به مجالس میدهد نیز خالی از لطف نیست.برای اینکه مطمئن شوید فرد مذکور باصطلاح بچه های کوچه و بازار پپه می باشد میتوانید با شمردن مهرهای انتخاباتی آخر صفحه شناسنامه به ان پی ببرید.از یک مهر تا سه مهر فرد مذکور در حالت پپه گی و پختگی معلق مانده است.از سه مهر تا پنج مهر مفعول القهوه به حالت نرمال پپگی رسیده است.از پنج مهر به بالاتر فرد مورد نظر دیگر سوپر پپه می باشد و فال قهوه بر او اثر ندارد ،بنابراین دسته بندی دوم برای اعمال عملیات قهوه گیری برای شما مناسب است.به فرد مذکور اصلا و ابدا از کشور تولید کننده قهوه اطلاعی ندهید زیرا ممکن است نسبت به یکی از آن کشورهای صاحب القهوه حساسیت تاریخی و سیاسی داشته باشد.در انتخاب فنجان هم دقت کنید سعی کنید فنجان مورد انتخاب سبز باشد و ساخت کشور چین !خوب الان همه چیز مهیاست برای یک طرح قهوه گیری اجتماعی.وقت سرو قهوه آمده است .اما قبل از هرچیز با وی مبلغ قهوه گیری را طی کنید.فشار مضاعف برای دریافت وجه به صورت روبل و یوان به جای دلار و یورو میتواند نگاه فرد مفعول القهوه را به فاعل القهوه مثبت کند.!البته برای سرو قهوه میتوانید از خانم استفاده کنید البته مسلط بودن خانم صارف القهوه به زبان دری بسیار حائز اهمیت می باشد.در صورت غیرفارس بودن نفر سعی کنید از کاراکتری استفاده کنید که لهجه اش در ابتدای امر نزدیک به فرد مفعول القهوه باشد تا در وی القا حس همشهری گری نموده و سبب آشنایی و احتمالا اعطای وام های کلان میلیاردی به صارف القهوه که البته شمای عزیز نیز در راه خمس وام اعطایی بی نصیب نخواهید بود.سعی کنید نیت نیز بسیار مهم است یعنی هدف مفعول القهوه صرف سرنگونی نباید باشد زیرا اگر صرف سرنگونی فنجان باشد فال درست جواب نخواهد داد ولی اگر با ساختارو اصول بنیادین فنجان و سیاستهای صدور فنجان به پپه های دیگر موافق باشد ،امید آن میرود دراین شوی قهوه گیری تغییری در آینده پپه مفعول القهوه ایجاد شود. مفعول القهوه ، فنجان قهوه را با دست راست گرفته و خورده و با دست چپ نعلبکی را پایدار نگه دارد.!مشارکت دست چپ و راست در تناول قهوه بدون عوامل خارجی و قومی بسیار حائز اهمیت است.واژگون کردن صحیح قهوه با دست راست بر روی نعلبکی پایدار دست چپ بدون دخالت آخرین مرحله از پروسه سرنگونی فنجان می باشد.اگر هم دخالتی در سرنگونی فنجان کردید و بعدا لو رفت با اصرار گناه را بر گردن صارف القهوه لهجه دار بیاندازید که البته به این گناه به گردن گیری ها عادت دارد.
زمان فال گیری فرا رسیده است فنجان را برداشته و به فال گیری بپردازید.البته اشکال معوج و مختلفی در فنجان دیده میشود لذا جهت تفسیر اشکال مفعول القهوه به ،نکات زیرا و مفهوم اشکال را توضیح میدهم:
1-الاغ: همان مفعول القهوه می باشد
2-پالان:نمایانگر این است که انتخابات با موفقیت برگزار خواهد شد.
3-خطوط کج: جریان انحرافی-مفعول القهوه در آینده در جهت طرح اشتغال زایی در تخت جمشید به تولید لوحهای میخی خواهد پرداخت.
4-روسری:جنبش سبز-مفعول القهوه به مرض بلغم دچار خواهد شدو خانه نشین میشود.
5-امامه:رهایی از غصه و خیروبرکت و فزونی بی حد و حصر!
6-خیار:خامنه ای-مفعول القهوه معتاد است!!
7-خیارچه:جنتی-مفعول القهوه عمر طولانی نزدیک 200 سال می یابد
8-بلبل:احمدخاتمی-مفعول القهوه در زندگی بسیار با مسائل زناشویی بیگانه است و توصیه شود برنامه اخلاق در خانواده را مشاهده کند.
9-زالو:روسیه –خیر وبرکت در زندگی مفعول القهوه رواج خواهد یافت.
10-چنگال:لاریجانی-مفعول القهوه صاحب سه فرزند سه قلوی ای که سه کار میکنند خواهدشد.
11پینوکیو یا هرچیز چوبی:احمدی نژاد-مفعول القهوه آنقدر دروغ خواهد گفت که دماغش دراز میشود و اگر بر روی پینوکیو یا هر چیز چوبی خطوط انحرافی نیز بیفتد،نشانگر این است که دارکوب زبله دماغ پینوکیو را با نوکش کوتاه خواهد کرد و جای نگرانی ندارد!
12-بیت یا خانه: مفعول القهوه احتمالا دست به اختلاس کلانی بزند.
13-آنتن: مفعول القهوه در آینده نزدیک سوار بر هواپیما در میدان آزادی فرود خواهد آمد.
14-ستاره:انجمن حجتیه(فیلترشد!)البته اگر فرد مورد نظر تحصیلات کارشناسی داشت احتمالا در کنکور ارشد مردود شود!
15-دست راست: بشار اسد-نشانگر یمن و برکت و خیر و صلاح و ولایت و نوازش و لطف و مرحمت است و احتمالا وی در آینده باید یک سی چهل میلیون قربانی بکند درراه رضا ی خدا!
16دست چپ:حسن نصرا...-احتمالا مفعول القهوه در فیس بوک توسط براداران( اد ) خواهد شد.
17-هلو:حساب ذخیره ارزی-جیب مفعول القهوه خالی خواهدشد.وضعیت مالی ضعیف.
18-لامپ کم مصرف: مفعول القهوه به ملاقات رهبری خواهد رفت
19-وزیر اطلاعات:مفعول القهوه با همسرش سر مدرسه رفتن فرزندش درگیر خواهدشد و سرانجام فرزند دلبندبابا قهرکرده یک هفته به مدرسه نخواهد رفت!
20جغد:محسن ترکی-مفعول القهوه هرکاری کند بازنده زندگیست!
21-جعفری و شوید و گشنیز: مفعول القهوه به عضویت بسیج درآمده و یک کیلو روغن لادن دریافت خواهد کرد(مژده)
22-طناب دار:مفعول القهوه با یک روزنامه نگار ملاقات کرده که بسیار خوش یمن خواهدبود.
23-پفک نمکی: وی برنده تور تفریحی دریاچه اورمیه خواهدشد.
24-بوقلمون:از یکی از نمایندگان مجلس خبر خوشی دریافت خواهد کرد
25-بهمن دانشجویی: نیروی انتظامی به خیابانها امده و از سیگار فروش ها هرچی بهمن دانشجویی می باشد جمع خواهد کرد لذا به وی توصیه کنید هروز 12 نخ سیگار فروردین بکشد!
26-مدادرنگی:مفعول القهوه از زندان یک نامه فدایت شوم دریافت خواهد کرد
27-اگر فنجان کاملا سفید و بی قهوه و عریان بود مفعول القهوه در خواب گل شیفته فراهانی را خواهد دید
28-مگس:مفعول القهوه طرفدار پرو پا قرص روزنامه کیهان است!
29-الماس:سردار مدحی-تور تایلند شما برنده شدید ولی متاسفانه ویزا دریافت نخواهید کرد....بمب
30-صلیب:فیش گاز دوبرابر خواهدشد
31-گیوه:حضور پرشکوه مردم در انتخابات مسلحانه!
32-مورچه خوار:حسین طائب-احتمالا مورد نوازش قرار خواهد گرفت..کی؟..مفعول القهوه
33-بادکنک:حسن فیروزآبادی-دریاچه اورمیه که خشک شد لذا فرد مفعول القهوه با تیوب تراکتور میتواند بر روی دریای خزر شنا کند اگر محسن ترکی اجازه دهد!(حال چه ربطی به فیروز آبادی داشت..نمیدانم فکر کنم یک رابطه ای با بادکنک دارد!)
حال نوبت نعلبکیست، البته موارد مشهوده در فنجان بسیار بیشتر است واز 1357 مورد تا 1390 مورد آن در کتب و سایتهای مختلف رمالی و جن گیری و بعضا در جلسات خفیه کرج و حومه ذکر شده و ذکر انان سبب اطاله کلام است، ولی سعی شد به تصاویر و شاخص های مهم اشاره شود زیرا بقیه اشکال در زیرگروه این موارد قرار میگیرد و خود بعد از چند فال بینی کاملا حرفه ای خواهید شد و البته با یکبار خواندن روزنامه کیهان به تمامی اشکال و روشهای فال قهوه گیری اشراف پیدا خواهید کرد. در نعلبکی هم همین است یعنی هرچی از محتوای دست راست می چکد در نعلبکی دست چپ هم وارد میشود و قابل تفسیر است .اصلا در فال قهوه چپ و راست مفهومی ندارد و مهم آن پپیه ایست که مینوشد این قهوه تلخ .... را! امیدوارم از این بخش استفاده کافی و وافی برده باشید انشا الله در جلسات بعد با سایر اصول رمالی و جن گیری و طالع بینی خواب آشنا خواهیم شد.بامید دیدار.

رضا طالبی 

منبع: سانا نیوز

وقتی سلحشور اسکار را از نوبل تشخیص نمی دهد



عصر ایران : فرج الله سلحشور انتقادات تازه‌ای را نسبت به برپایی جشنواره فیلم فجر و جوایز آن و نیز موفقیت تازه سینمای ایران در اسکار مطرح کرد.
کارگردان مجموعه «یوسف پیامبر» در گفت و گو با سینماپرس، به جشنواره فیلم فجر تاخت و گفت: برخی از آثاری که در جشنواره سی ام فیلم فجر برگزیده شدند آثاری ارزشمند بودند و به حق انتخاب شدند اما برخی از آثار از روی مصلحت اندیشی انتخاب شدند و به خاطر سابقه ای که آن افراد در گذشته داشتند به آن ها تعلق گرفت نه فیلم هایی که در جشنواره امسال با آن شرکت کرده بودند.
سلحشور همچنین درباره آخرین رویداد و موفقیت سینمای ایران و کسب جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی توسط «جدایی نادر از سیمین»(اصغر فرهادی)، اظهار کرد: آیا مطرح شدن ارزش است؟!  آیا هر مطرح شدنی ارزش محسوب می شود؟ آیا هالیوود و بالیوود که به عنوان بزرگ ترین کشورها در تولید آثار سینمایی شناخته شده اند اعتبار و ارزش دارند؟
وی ادامه داد: به نظر من این موضوع که فرهادی به ارزش‌ها اهانت کرده و با سیاه نمایی ایران جایزه دریافت کرده است ارزش نیست و این خود یک ضد ارزش و ننگ است.
کارگردان «اصحاب کهف» با بیان این مطلب که خیلی از افراد می‌خواهند امام  را از عرصه سیاست و فکر و اندیشه حذف کنند، تصریح کرد: امام خمینی   می گفتند که وقتی خارجی ها از شما تعریف می کنند به خودتان شک کنید.  رهبری هم در ادامه راه امام تاکید کردند که جوایزی که جشنواره های خارجی می دهند ارزشی ندارند.
وی افزود: اگر جشنواره های اسلامی و مذهبی مقامی گرفته شود ارزش دارد اما جشنواره هایی مانند اسکار که هر عاقلی اهداف آن را می‌داند و به رهبران اسرائیل جایزه صلح می‌دهد ، ارزشی ندارد.
 (گفتنی است تاکنون هیچ جایزه اسکاری به «رهبران اسرائیل» اعطا نشده است و احتمالاً آقای سلحشور جایزه آکادمی یا اسکار را با جایزه صلح نوبل که در سال 1994 به شیمون پرز از «رهبران اسرائیل» داده شده، اشتباه گرفته است.)

منبع پیک ایران

۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

قهرمان کشتی آزاد جهان سمبوسه فروش شد


مجتبی مرادی روز سه شنبه در حالی که پشت یک دکه سمبوسه فروشی در میدان بار فروشان دزفول مشغول کار بود دیده شد، آقای مرادی دلیل این اقدام را فقر شدید مالی عنوان کرد.
وی گفت: که برای تامین هزینه های زندگی و نیز اردوهای اعزامی ناگزیر است که کار کند و بدلیل نبود کار مناسب مجبور شده تا دست به سمبوسه فروشی بزند و مخارج زندگی خود را از این طریق تامین کند.
مرادی گفت: حدود 5 سال است که به طور متوالی برای دزفول مقام جهانی و کشوری می آورم و در سال 90 مقام سوم کشتی آزاد جهان در مجارستان را کسب کردم که در این خصوص از سوی تربیت بدنی تنها 8 میلیون ریال و شهرداری 5 میلیون ریال تاکنون به من کمک شده است.

وی افزود: این در حالی است که برای اعزام در هر یک از اردوهای تیم ملی به تهران حداقل دو میلیون ریال باید هزینه کنم.

مرادی گفت: پدر پیری دارم که 9 سال است به دلیل درد شدید کمر و زانو خانه نشین شده و من و برادر دانشجویم برای تامین مخارج زندگی در میدان بار فروشان دزفول سمبوسه فروشی می کنیم.

وی افزود: به دلیل فقر مالی از ادامه تحصیل باز مانده ام که با تلاش تربیت بدنی دزفول مجددا برای اخذ دیپلم ادامه تحصیل می دهم, لیکن برای راهیابی به دانشگاه با مشکل مالی روبرو هستم.

این کشتی گیر مدال آور دزفولی خاطر نشان کرد که 18 سال از عمرم می گذرد شغل مناسبی برای تامین هزینه های خانواده ام ندارم این در حالی است که یک ورزشکار باید از مکمل های پروتئینی و تقویتی استفاده کند و از وسایل مورد نیاز برای تمرین بهره ببرد, لیکن بدلیل مشکل مالی قادر به تامین آنها نیستم.

وی گفت: در حالی که به هم تیمی های من در سایر استان ها از جمله استان رضوی 120 میلیون ریال به همراه یک دستگاه خودروی پراید, یک قطعه زمین و یک واحد آپارتمان داده اند, این در حالی است که به من تنها جمعا 13 میلیون ریال برای کمک تحصیلی و سایر هزینه ها از سوی تربیت بدنی و شهرداری کمک شده است.

ایرنا



۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه

گزارش ویژه رادیو کوچه از تجمع اعتراضی 22 بهمن درآنکار

«هم‌بستگی معترضان ایرانی و سوری در ترکیه»


در آستانه برگزاری تجمعات و تظاهرات اعتراضی روز بیست و پنجم بهمن ماه، جمعی از پناه‌جویان ایرانی مقیم ترکیه، برای ابراز هم‌دردی‌ و هم‌بستگی با ایرانیان داخل کشور و درحمایت از فراخوان فعالان و حامیان جنبش سبز، روز شنبه بیست و دوم بهمن ماه (یازدهم فوریه) به هم‌راه گروهی از فعالان آزادی‌خواه سوریه تجمعی اعتراضی در آنکارا برگزار کردند.
این مراسم اعتراضی با فراخوان جمعی از فعالان مدنی و سیاسی مقیم ترکیه، انجمن هم‌بستگی فعالان تبعیدی و انجمن حمایت از پناه‌جویان و با حضور پناه‌جویان ایرانی مخالف جمهوری اسلامی راس ساعت سه بعد از ظهر با اجرای سرود و با سر دادن شعارهای اعتراضی از جانب حاضران ادامه یافت.
جمعی از فعالان سیاسی و آزادی‌خواهان سوری نیز که هم‌زمان با آغاز مراسم به معترضان ایرانی پیوسته بودند، هم‌راه با دیگر تجمع‌کنندگان به سر دادن شعارهایی در جهت وحدت مخالفان حکومت‌های جمهوری اسلامی و سوریه پرداختند.
در خلال این تجمع هم‌چنین برنامه نقالی «نقد ولایت فقیه» با اجرای خانم ساقی عقیلی و با مضمون «فشارهای اقتصادی بر مردم»، «حجاب اجباری زنان» و «کشتار معترضان» برگزار، و هم‌چنین تراکت‌هایی به زبان ترکی در شرح وقایع سی و سه سال حکومت جمهوری اسلامی و به‌ویژه وقایع پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری در سال 88 به عابران و شهروندان ترک ارایه شد.
در این مراسم اعتراضی خبرگزاری‌های ترک زبان نیز حضور داشتند. این تجمع با بیانیه معترضان به پایان رسید.
متن این بیانیه که توسط حامد ابراهیمی خوانده شده، در پی آمده است:
آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
هم‌چون گلوگاهِ پرنده‌ای،
هیچ ‌کجا دیواری فروریخته بر جای نمی‌ماند
سالیان بسیار نمی‌بایست
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی‌ست
که حضو‌ر انسان
آبادانی‌ست.
بی‌گمان هیچ روزی در تاریخ معاصر کشورمان هم‌چون 22 بهمن سال 1357 حسرت در دل نسل‌های گوناگون نمی‌آفریند. روزی پر امید که می‌توانست تاریخ ایران را دگرگون سازد که ساخت ولی نه آن‌چنان که انقلابیون‌اش می‌خواستند و در راه آن جان بازی کردند. انقلابی که به معنای تمام کلمه تداعی کننده جمله‌ای است که نسل انقلاب تنها آن را شنیده بود و نسل ما آن را با پوست و خون لمس کرد: «انقلاب فرزندانش را خواهد خورد.»
از همان روزهای بعد از پیروزی انقلاب بود که تلاش برای انحراف از ارزش‌ها و آرمان‌های آن آغاز گردید.
1. اعدام‌ها و تیر‌باران های خود سرانه‌ی طرفداران رژیم گذشته.
2. تسخیر سفارت آمریکا و ایجاد وضعیتی برای حذف دولت موقت و چهره‌های اصلی شورای انقلاب.
3. برکناری بنی‌صدر و اتفاقات بعد از آن که با دستگیری و اعدام دسته جمعی مخالفان هم‌راه بود.
4. سرکوب وحشیانه گروه‌های مارکسیستی و مجاهدین که نقش پر رنگی در پیروزی انقلاب داشتند.
5.کنار گذاشتن دگر‌اندیشان و علمای دینی که منتقد اصل ولایت فقیه بودند.
6. شعله‌ور نگاه داشتن آتش جنگ بعد از فتح خرمشهر که تنها به دلیل منافع شخصی و انحصاری تر کردن قدرت ادامه یافت و به شهید شدن هزاران نفر از بهترین جوانان این مرز و بوم انجامید.
7. شکنجه و تجاوز در زندان‌های رژیم و اعدام‌های بدون دادگاه مخالفان.
8. ایجاد شرایط رعب و وحشت که فرار و مهاجرت خیل کثیری از فعالین سیاسی، روزنامه‌نگاران و بسیاری از سرمایه‌گذاران اقتصادی به خارج از مرز های کشور را باعث گردید.
9. فشار‌های سیاسی، فرهنگی، تبعیض‌های اقتصادی بر مناطق مرزی و قومیتی و سرکوب شدید گروه‌ها و فعالان حاضر در آن به خصوص در استان‌‌های کردستان، آذربایجان، بلوچستان و مناطق جنوبی ایران
و در نهایت قرار دادن اختیارات فرای قانون به رهبری.
همه و همه تنها تعداد اندکی از وقایعی بودند که یکی بعد از دیگری مقدمات این حکومت جور و درد را مهیا کرد.
جنبش سبز مردم ایران در سال 88 نشان داد 33 سال سرکوب، زندانی، شکنجه و تبعید هیچ کدام باعث نگردید که مردم در راه آزادی و عدالت از جانفشانی‌هایشان دست کشند و با ایستادگی فعالان سیاسی و اسرای جنبش و با پایداری رهبران آن – که اینک یک سال از حصرشان می‌گذرد و تاکنون هیچ‌گاه به جنبش پشت نکرده‌اند – توانسته‌ایم رژیم را بیش از پیش مستاصل نماییم.
و اینک در آستانه 25 بهمن ماه سال روز خروش سال گذشته مردم و شهادت صانع ژاله و محمد مختاری و در پی آن دستگیری و حصر مهندس موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان و در این زمان بحرانی که خطر جنگ جان و کیان ملت ایران را تهدید می‌کند و در حالی که حکومت ولایت فقیه به سرکوب آزادی خواهان در نقاط گوناگون جهان همچون سوریه یاری می‌رساند، ایرانیان بار دیگر خشم خود راخواهند سرود. ما نیز به عنوان گروهی از فعالین اینک در تبعید همبسته با مبارزین داخل کشور در سال روز پیروزی انقلاب انزجار خود را از رژیم خون‌ریز اسلامی بیان نموده و خواهان آزادی تمام زندانیان رژیم از جمله رهبران جنبش هستیم.
ما ایمان داریم که تنها راه برون رفت از این وضعیت، هم‌یاری و اتحاد عمل حداکثری بین گروه‌های سیاسی و نگرش‌های گوناگون فکری و فعالین مختلف قومیتی است که بتوانند با هماهنگی و پشتیبانی از معترضان داخل کشور، خواست‌های گوناگون آنها را نمایندگی کنند. بی‌گمان عدم توجه اپوزیسیون و کوتاهی در راه هم‌بستگی تداوم نقض حقوق بشر، سقوط اقتصاد ایران و نیز پیگیری ماجراجویی‌های رژیم در عرصه سیاست خارجی را به دنبال دارد که این روند بهانه را به دول خارجی خواهد داد که به بهانه بسط دموکراسی به مرزهای کشورمان تجاوز کنند، خطری که تمام دستاورد‌های آزادی خواهانه صد ساله مردم ایران را بر باد خواهد داد.
با امید به این هم‌بستگی و با آرزوی روز پر شکوه رهایی، اینک در کنار یک‌دیگر و دست در دست هم فریاد خواهیم زد:
زنده باد آزادی …. زنده باد برابری
***
بیانیه‌ای توسط یکی از ایرانیان شرکت‌کننده در این تجمع هم برای حمایت از مردم سوریه خوانده شد:
33 سال پیش در ایران ثمره خون شهیدان مبارزه با استبداد، انقلابی را رقم زد که دموکراسی و رعایت حقوق بشر را تحت لوای اسلام نوید می‌داد. با گذشت اندک زمانی، طعم قدرت، مدافعین ستمدیدگان را به ظالمانی خونریزتر از مستبدان قبل بدل کرد. ظالمانی که اسلام و انسانیت را قربانی قدرت کرده‌اند و برای حفظ آن هیچ حد و مرزی قائل نیستند.
جنایت‌های حاکمیت از همان سال‌های نخست، نه تنها در درون ایران که در کشورهای دیگر خصوصن منطقه خاورمیانه مایه خسارت همگان و شرم ملت بزرگ ایران بوده است.
هنوز خون قربانیان ترور در عراق و افغانستان خشک نشده که درد حمایت از جنایت‌های حکومت سوریه نیز به دردهای ملت ایران افزوده شد.
جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران که خود فریاد درد سال‌ها ستم حاکمیت است، مخالفت خود را با جنایت‌های حاکمان ایران در منطقه تکرار کرده و ضمن ابراز هم‌دردی با مردم داغ دیده سوریه، حمایت خود را از قیام آزادی‌خواهانه آن‌ها اعلام می‌دارد.
«و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون»

گزارش ویژه: رادیو کوچه

۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه

امام مقوایی،مبارزان مقوایی

امام مقوایی،مبارزان مقوایی

مقوا چیست؟ سئوالی که به یقین همه به ان واقفند و می دانند مقواچیست ولی اطلاع عمومی از یک مفهوم به معنای درک واقعی و پراتیگ از آن نیست، ما با مقواها زندگی کردیم ولی هنوز به ماهیت مقوایی حیات خود پی نبرده ایم،تمام ساختار حکومت در ایران مقوا،کاغذ و تعبیراتی در این حد بوده است ،و حال آنکه امروزه می بینیم سیستم مقوایی بصورت ملموس توخالی بودن تقدسات پوشالی چندین ساله را به عینه نشان میدهد.ورود امام مقوایی اولین تابوی مقوایی بود که در مقابل چشمان خواب آلود و خسته ملت نمایان شد.مقواهای پوشالی که رژیم های فاشیستی درست کردند و یواش یواش وارد زباله دان تاریخ میشود.کوروش مقوایی،داریوش مقوایی،تاریخ مقوایی،مذهب و سنت مقوایی و... آیا چیزی جز مقوا در مفهوم سیاسی اجتماعی خویش داریم؟
رشد و نمو در چنین محیط مقوایی،دید مقوایی را در چشمان جامعه هدف قوی تر می کند.این جامعه است که از یک شخصیت مقوا می سازد یا غیر مقوا،اگر خوراک مادر تولید و نشر شخصیتی و سیاسی جامعه با خوراک نادرست تغذیه شود مجبور به تولید کودکی معلول و مقواییست.مبارزات مدنی و ملی در کشور ایران آنگونه که نشان داده میشود نیست.مبارزات جسته و گریخته،نا بسامان و مقطعی ودر برخی موارد وجود ناملموس فاکت های خارجی ،مفهوم مبارزه را بطورکلی تغییر داده و انچه را که ما به عنوان مبارزه و مقومت می شناسیم ان مفهومی را که در سایر جاها و مکانها میتواند داشته باشد را ندارد.مبارزه در سیستم و ساختار عام جامعه با مفهوم مشارکت سیاسی تلفیق شده و نوعی معجون را بوجود اورده که مانند جز لاینفک قابل جدا شدن نیست.مبارزه یا بصورت مبارزات چپ و مسلحانه بوده که همه چیز را برای هدف فدا می کردند که اکثرا ناموفق و یا بصورت حسی و فتوایی بوده که جهت جلوگیری از پایمال شدن یک سری تقدسات مقطعی ملی و مذهبی بوده است.سیاست مبارزه ای برای قدرت است ولی متاسفانه در سلسله مبارزات ما قدرت وسیله ای برای سیاست ورزی شده است و هنوز اقشار و احزاب متوسط و بالای هرم سیاسی بدون سیاست ورزی با کسب قدرتهای انتفاعی تلفیق مبارزه و مشارکت سیاسی را به مفهوم منفعت طلبی و جنگ مقامی و امتیازی تبدیل کرده اند.تقدس گرایی و اجبار به ایدئولوژیزه کردن مبارزات و فرهنگ ارباب و رعیتی و عبد و عابد جز ایجاد انتظار در مزدم جهت بروز رفلکتهای سیاسی چیزی در بر نداشته است.همانطور که شریعتی در کتاب خودسازی انقلابی خود می نویسد: متأسفانه اساس فرهنگ مبارزاتی ما شعر است و شعر ما یا به تصوف گرایش یافته است- که خود در عین حال که روشنگری‌های بزرگ و آموزشهای نفیس را به همراه دارد از مسمومیت، ضعف و زبونی خالی نیست- و یا شعر غیرعرفانی است، که یا مدح است و یا غزل و در این دو، انسان همواره سگ می‌شود! در مدح، «سگ ممدوح» است و در غزل، سگ معشوق.این تعریف مبارزه سیاسی ماست!یعنی به جای زدودن تقدس از چهره سیاست با تزویر و تملق سعی در قدسی کردن قدرت و یا نوعی مقواکردن سیستم کردیم که اگر حتی اصل ساختا و نهاد نیز برود بصورت مقوایی و چاپی سیستم نوزایی نموده و با تلفیق دین وتقدس و سیاست به تطلم خود مشروعیت دهد.عبدالرحمن کواکبی همانند اسلاف خود چون سید جملا و محمد عبده مدعی است که هر مستبدی کوشش دارد برای تحکیم و تثبیت پایه های استبداد خود، به خودش جنبه قدسی بدهد و از مفاهیم دینی برای این منظور بهره جوید، تنها آگاهی و بالا بودن سطح شعور دینی و سیاسی مردم است که جلو این سوء استفاده ها را می گیرد. کواکبی برخی علمای پیشین اسلامی (از اهل تسنن) را مورد انتقاد قرار می دهد که آنها به نظم و امنیت، بیش از حد بها داده اند تا آنجا که عدل و آزادی را فدای نظم و امنیت کرده اند یعنی به بهانه نظم و امنیت مانع رشد آزادی شده اند و این همان چیزی است که مستبدان و ستمگران می خواهند. ستمگران و مستبدان همواره به بهانه برقراری نظم و حفظ امنیت، آزادی را که عالیترین موهبت الهی است و جوهر انسانیت است کشته اند و عدل را زیر پا قرار داده اند!همانطور که کواکبی می گوید خود سبب مقواسازی دینی می شویم که به جز آتش درون و غلیان ملی ساختاری قابل سوزاندن و براندازیش نیست.در حرکت های مبارزاتی علیه رزم جمهوری اسلامی نوعی رخوت سیاسی و اخلاق زدایی صرف مشاهده می شود .به نظر حقیر تنها حرکتی در دنیا این گونه است که سیستم نامنظم اخلاقی را ترویج داده و با ان رشد میکند.رشدی که در آینده در صورت تحقق مبارزات جسته و گریخته باصزلاح اپوزیسیون چیز جز قربانی کردن صاحبان اصلی قیام ها را نخواهد داشت.ما هنوز نتوانسته ایم مساله خودی و غیر خودی را تعریف کنیم اگر بخواهیم بر اساس ترمینولوژی راولز که جامعه سیاسی را تلفیق از خودی ها و غیر خودی های دگر بنامیم و خطی سرخ بر روی کورتالیزم و منافع شخصی بکشیم.اگر ما نتوانیم منافع و نفع ملی را بر منافع شخص ارجحیت دهیم به نوعی شکست از پیش تعیین شده خواهیم رسید مانند مبارزه یک انسان بی استعداد و مقوایی با یک شوالیه مقتدر که جز معجزه کسی نمی تواند اورا یاری دهد.منافع شخص و نوعی خودنمایی ها که حرکت های مبارزاتی را به نوعی جدال الیگارشیسم در یک رسانه برای نمایش میزان قدرت و محبوبیت سوق می دهد.مبارزات به نوعی تبدیل به یک روزنامه پاره نشر شده است که هرکس صرف جهت ابراز شخصیت نا متکامل خود همان چیزی که کواکبی ها و فارابی ها از ان می ترسند را به نمایش می گذارد.رشد ناقص در جامعه مختلط ایران و الحاق تفکرات نصفه و نیمه مبارزان در خارج که به نوعی کورتالیزم خود را به نمایش می گذارند چاره ای جز تمدید دوام حکومت فاشیستی تهران را ندارد.ارتجاع سیاسی که هنوز برخی از سلطنت طلبان و چپی ها دارند نشان میدهد هنوز شناختی از سیستم عام ملت ندارند.برای بهتر ملموشس شدن مساله هرکسی در ایران اگر کودکی را در حال بازی فوتبال مشاهده می کند می بیند که هیچگاه این فرد کوچک متمایل به دفاع و حرکت میانی نیست و هرد فرد خواستار تحقق فلسفه تهاجمی و فورواردیست ،ما با ین تفکر بزرگ شده ایم.کوروشهای مقوایی،کریستیانو رونالدوهای مقوایی،دزدان ادبی و سیاسی مقوایی همه و همه در مقوا انگاری ما میسر بوده اند.هنوز که هنوز سیستم فورواردی را در ساختار احزاب و تشکیلا تها یمخالف می بینیم ؛هنوز که هنوز است مانیفست تشکیلاتها و ساختارهای باصطلاح حزبی که اگر امار بگیریم جز دو نفر عضو ندارند اصلا وجود ندارد.هنوز که هنوز هست نتوانسته ایم تاثیر خودرا بر روی قشر پایین و غیر آکادمیک جامعه نشان دهیم.چرا؟چون اگر به بررسی اکثر سران این احزاب بپردازید همه کسانی هستند که برای چیز دیگری مبارزه کرده و پس از الیناسیون سیاسی برای خود نشانن دهی این مسیر را استفاده ابزاری می کنند و دردی جز ان ندارند لذا من تصور می کنم باید با تکیه بر دیالیکتیک سوردل و عدم اطمینان به این سیاست بازانی که خود به تحرکات رژیم تهران دامن می زنند دچار خمودگی سیاسی و عدم شناخت دوست از دشمن نشد.باید کارجمعی و اخلاقی مبنا قرار داده و از کسانی که بدون هیچ بنیه فکری جز سخن پراکنی چیزی نمی انگارند فرار کرد.باید به هر کس به اندازه طرفیتش میدان داد وگرنه همان امام مقوایی را در ساختار اپوزیسیون مقوایی نیز خواهیم دید.امام مقوایی نشان داد که مخالفت نیز مقوایی است که هنوز نتوانسته است مه با این کاغذ و مقوا مبارزه کند هنوز و هنوز حتی نتوانسته است مانند خمینی فاسق تاثیر خودرا بر روی ملت بگذارد.هنوز که هنوز در مقابل ارتجاع دینی خمینی رو به ارتجاع تاریخی چان ایرانیستی می آورد ارتجاعی که اگر میسر شود جز فلاکت و بذبختی که ریشه در درخت جمهوری اسلامی دارد چیزی برای ما نخواهد داشت زیرا که خود جمهوری اسلامی نیز با چوست اندازی سعی در تلفیق این دو نوع تفکر مختلف ولی موازی دارد.مقوا در مقابل مقوا !چیزی که سلف لیمیتیشن(خود محدود انگاری) سبب شده است که اپوزیسون همانند شخص مقابل آینه رژیم منتظر عملهای حکومت باشد تا مانند آن رفلکت دهد.مقوا در مفابل مقوا/چشم ما نیز مقوا خاوهیم شد اگر این را شما می پسندید!!!
رضا طالبیسانا نیوز

۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه

ممانعت از اعزام مهدی کوهکن به بیمارستان

مسئولین زندان اوین تهران از انتقال مهدی (کوروش) کوهکن، زندانی سیاسی بند ۳۵۰ این زندان و از اعضای انجمن فرهنگی فرزندان ایران بزرگ به بیمارستان ممانعت به عمل آوردند.
به گزارش رهسا نیوز، آقای کوهکن که از بهمن ماه سال ۱۳۸۸ حتی بدون یک روز مرخصی در بند ۳۵۰ اوین بسر می برد، در زمان دستگیری و بر اثر صدمات وارده در بازجویی دچار پارگی مینیسگ زانوی پای راست شد. وی در خرداد ۱۳۹۰ با دو سال تأخیر در شرایطی که با دستبند به تخت بیمارستان بسته شده بود مورد عمل جراحی قرار گرفت و پیش از مداوای کامل به زندان باز گردانده شد.
با پیگیری های خانواده و اعتصاب غذای این زندانی سیاسی، مسئولین زندان وادار شدند که در آذر سال ۱۳۹۰ پس از چند ماه از عمل جراحی اولش به علت تشدید درد دوباره او را به بیمارستان طالقانی با شدیدترین تدابیر امنیتی اعزام کنند.
با توجه به اینکه نوبت عمل جراحی وی در تاریخ ۲۱ آذر ماه داده شده بود، مسئولین زندان از اعزام کورش کوهکن به بیمارستان ممانعت به عمل می آورند.
در ضمن گفتنی است که دادستانی تهران، آقای محمود دولت آبادی با مرخصی استعلاجی او مخالفت می کند.

۱۳۹۰ بهمن ۱۳, پنجشنبه

حرفهای واقعی‌ یک بیسواد برای ایران.در اعتراض به روشنفکران تفرقه انداز و قدرت طلب.


نگاهی‌ دیگر به فیلم جدایی نادر از سیمین تسلیت،تاسف...؟؟؟!!!

شاید کمی‌ دیر امأمروز موفق به دیدن فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته‌ اصغر فرهادی شدم.فیلمی که طی‌ یکسال گذشته تحسین بسیاری از منتقدان سینما،گروهای مذهبی‌ و سیاسی و حتی ورزشی و به طور کلی‌ مردم در بسیاری از نقاط جهان و بویژه ایرنیان به همراه داشته است و توانسته جوایز متعددی را از فستیوالهای مختلف کسب کند.

در این میان افراد و گروههای مختلف با تعریف و تمجیدها و تبریک‌های خود به نوعی سعی‌ کرده اند از قافله عقب نمانده و خود را درگفتگو‌های حول محور این فیلم سهیم کنند و به بهره برداری از موفقیت‌های این فیلم بپردازند. که این موضوع در میان جامعه ایرنیان بسیار مشهودتر است.

با توجه به شرایط حاکم بر جامعه ایران،همانند بسیاری از موضوعات نامربوط که در نهایت به مسائل سیاسی ربط داده میشود،این فیلم هم از گزند برداشتهای سیاسی در امان نماند و گروهها و افراد سیاسی مختلف چه در داخل و چه در خارج ایران،چه مخالف و چه موافق سعی‌ در بهره برداری از موففقیتهای این فیلم در جهت اهداف خود داشته اند.و غالباً در گفتگوها و یادداشتهای خود و در ضمن تعریف و تمجید از این فیلم تلاش کرده اند خود را به عنوان وطن پرستان واقعی‌ و کسانی‌ که در راه آزادی و عظمت ایران تلاش می‌کنند،نشان دهند.

یادم هست تقریبا دو هفتهٔ پیش و در گفتگو با برنامه نوبت شمای بی‌بی‌سی من هم موفقیت‌های این فیلم را به جامعه ایران تبریک گفتم.اما امروز و پس از دیدن فیلم متحیر ماندم که آیا باید تبریک می‌گفتم یا تسلیت؟باید خوشحال باشم یا غمگین؟ و اصلا این فیلم مایه مباهات است یا تأسف...؟؟!!

صد البته باید موفقیت‌های این فیلم را به اصغر فرهادی وتمامی بازیگران و دست اندرکاران آن تبریک گفت.چرا که توانسته اند بعنوان کسانی‌ که در عرصه سینما فعالیت میکنند ،در عرصه‌های داخلی‌ و بین المللی نام خود و کشور ایران را بر سر زبانها بیندازند و جوایز مختلفی‌ کسب کنند.

اما امروز می‌خواهم بعنوان کسی‌ که هیچ گونه وابستگی سیاسی و حزبی ندارد،موفقیت‌های این فیلم را به تمام هم وطنانم در اقسا نقاط جهان تسلیت عرض کنم و تأسف خود را از اینکه فیلمی هر چند ایرانی توانسته به موفقیت‌های بزرگی‌ دست پیدا کند اظهار میدارم؟! چرا که این فیلم نشان دهندهٔ گوشه‌ای از زندگی‌ اسفبار جامعه ماست،آنهم تنها گوشه‌ای از آن...؟؟ و این من و ما ی بیشمار،فرقی‌ نمیکند چه آنهایی که در داخل کشور هستند و چه مایی که نام خود را غربت نشین گذاشته ایم و هر کدام به نوعی از شرایط موجود می‌نالیم و خود را حق به جانب نشان میدهیم.همگی‌ از شرایط موجود بخوبی آگاهیم و در بوجود آمدن این شرایط دخیل هستیم. ولی‌ آنقدر بی‌ لیاقت و بی‌ کفایت شده ایم که هنوز و بد از گذشت سالها نتوانسته ایم به یک اتحاد،اتفاق نظر و از خود گذشتگی برای رها سازی سرزمینمان از دست خفاش‌ها و جلّاد‌های خونخوار و خائنین به بشریت برسیم و حقوق پایمال شده مان را پس بگیریم.؟؟

تنها کاری که بلدیم این است که خود را در پس فریادهای به‌اصطلاح آزادی خواهانه پنهان کنیم و گاه و بیگاه با هندوانه‌هایی‌ که در زیر بغلمان قرار میدهند، باد کنیم و به فرهنگ وتمدنی اکتفا می‌کنیم که امروزه هیچگونه آثاری از آن در ما یافت نمی‌شود،بجز علائمی‌ که نشان میدهد چگونه با دست خودمان در راه نابودی خودمان تلاش می‌کنیم...؟؟؟

غافل از اینکه سردمداران ظلم و پلیدی و نفاق با تکیه بر دارائی‌های سرزمین ما و با توسل به جدایی که امروزه در میان ماست، هر آنگونه که میخواهند ما را بازی میدهند و از هیچ گونه پست فطرتی دریغ نمیکنند._مردمانمان را میکشند،دارائی‌هایمان را چپاول میکنند، به ارزش هامان تجاوز میکنند و هزاران پست فطرتی دیگر که همهٔ ما بخوبی از آن آگاهیم...

برای آنها چه اهمیّت دارد که این من و مای بیشمار در پس این پرده‌ها گلویمان را پاره کنیم و فریاد آزادی سردهیم؟؟ آنچه میخواهند میکنند و به ریشمان می‌خندند...

خواستم بنویسم که‌ای کاش چنان میکردیم و چنین میشد، اما دیدم سالهاست که اسیر دست این‌ای کاش هاییم...

هم وطنانم مرا ببخشید اما بیایید بیشتر فکر کنیم...؟؟؟
 
یوسف سلیمانی