کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

اعدام گروهی 8 زندانی در زندان گوهردشت کرج


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، 8 زندانی که روز گذشته از زندان قزل حصار به سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت کرج منتقل کرده بودند صبح امروز اعدام شدند.

روز سه شنبه 5 اردیبهشت ماه حوالی ساعت 04:00 صبح 8 زندانی که روز گذشته از سالنهای 1،2،3،4 و7 واحد 2 زندان قزل حصار به سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت منتقل کرده بودند به دار آویخته شدند.اجساد این زندانیان در سردخانه بی بی حکیمه کرج نگهداری می شود و به خانواده های آنها گفته شده است که می توانند اجساد آنها را تحویل بگیرند.اما به شهروند افغانی اجازه انتقال جسد او به افغانستان تا این لحظه نداده اند و به آنها گفته شد به شرطی جسد را تحویل می دهند که در ایران دفن شود.

اسامی زندانیان که صبح امروز حکم ضد بشری اعدام در مورد آنها به اجرا گذاشته شد به قرار زیر می باشد:

1-محمد شفیع حیدری 33 ساله متاهل و دارای 3 فرزند می باشد. او از شهروندان افغانستان است و 3 سال در زندان بسر برد. او درسلول22 سالن4 واحد 2 زندان قزل حصار کرج زندانی بود.





2- حسین باقری 20 ساله ،18 ماه در زندان بسر می برد و در سالن 7 واحد 2 زندان قزل حصار زندانی بود

3- محمد رضایی 60 ساله ساله،5 سال در زندان بسر می برد و در سالن 3 واحد 2 زندان قزل حصار زندانی بود

4-محمد جفقانی 42 ساله،5 سال در زندان بود و در سالن 3 واحد 2 زندان قزل حصار کرج زندانی بود

5-یدالله کبیری 50 ساله ،3 سال در زندان بسر می برد. او سخت بیمار بود و اعتمالا مبتلا به بیماری سرطان بود و پزشکان خواهان آزادی وی بودند او در سالن 2 واحد 2 زندان قزل حصار زندانی بود

6-عباس بیگی 38 ساله در سالن 2 واحد2 زندان قزل حصار زندانی بود

7-ابوالقاسم پورحسن 37 ساله 3 سال در زندان بودو در سالن 3 واحد 2 زندان قزل حصار زندانی بود.

8- علیرضا شکوهی منش 28 ساله ، 4 ساله در زندان بسر می برد و در سالن 3 واحد زندان قزل حصار زندانی بود.

از سرنوشت 3 زندانی دیگر خبری در دست نیست و احتمال می رود که در زندان اوین اعدام شده باشند.اسامی بعضی از آنها به قرار زیر می باشد:

1- قاسم شهدی پور ،6 سال در زندان بسر می برد و در سالن 1 واحد 2 زندان قزل حصار زندانی بود

2- قربان گل بابایی 48 ساله ،6 سال در زندان بسر می برد و در سالن 1 واحد 2 زندانی بود

در طی دو هفتۀ گذشته 33 نفر اعدام شدند بجز اعدام های دیروز و امروز زندان قزل حصار بقیه توسط رسمی رسانه های دولتی اعلام شده بود که 3 نفر از آنها در مرودشت و شاهرود در ملاء عام به دار آویخته شدند.عدم اعلام اعدام های دیروز و امروز توسط قوۀ قضاییه رژیم ولی فقیه خود دلیل دیگری است مبنی بر آمار اعدامها فراتر از آنچه که در رسانه های دولتی اعلام می شود می باشد.

علی خامنه ای ولی فقیه رژیم به سیاست اعدام های گروهی ،اعدام در ملاء عام ،سرکوب خونین مردم و زندانیان سیاسی به طرز جنون آمیزی شدت بخشیده است.این سیاست قرون وسطایی و ضد بشری توسط منصوب وی در قوۀ قضاییه صادق لاریجانی از جنایتکاران علیه بشریت مورد تایید قرار می گیرد و دستور اجرای آنها را صادر می نماید.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،موج تصاعدی جدید اعدام ها که از 2 هفته پیش آغاز شده است و همچنان در ابعاد غیر قابل تصوری ادامه دارد را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای متوقف کردن موج اعدام ها در ایران خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

5 اردیبهشت 1391 برابر با 24 آوریل 2012

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

۱۳۹۱ فروردین ۲۶, شنبه

در زندانهای تبریز چه میگذرد

به نظر می رسد وضعیت زندان ها در نظام جمهوری اسلامی در تراژیک ترین شکل ممکن خود قرار دارد.

بعد از ارسال اخباری از زندان لنگرود قم و وضعیت فاجعه امیز این زندان، از زندان تبریز نیز خبرهای ناگواری به گوش می رسد.
pic1_6ubxhp1803541332113874به گزارش پایگاه اینترنتی راه کارگر بر مبنای  اخباری که از زندان مرکزی تبریز جسته و گریخته به بیرون درز می کند این زندان یک جهنم با شعله های پنهان است . آتش این جهنم واقعی دامن تمامی زندانیان را گرفته و تعدادی از آنها را ذره ذره به نابودی می کشاند. در همین حال از طریق بسیاری از زندانیان بیماری ها  به بیرون از زندان منتقل شده و به سطح گسترده و وسیعی از جامعه برده می شود.
در این گزارش با اشاره به کمبود امکانات در این زندان آمده است:« در حالی که زندان تبریز یکی از ضد انسانی ترین و کثیف ترین زندان های جهان است در همین حال بند سه گانه متادون در حد و یا حتی بدتر از تاریک خانه ها و فراموش خانه های قرون وسطی است .در بند ۱۵ متادون ۴۸۰ نفر زندانی به سر می برند ،این بند که نسبت به بندهای ۱۳ و ۱۴ وضعیت بهتری دارد ۳۷ نفر زندانی گرفتار به ایدز و ۵۰ نفر مبتلا به هپاتیت را در خود جای داده است .»
این گزارش که در آن به بازداشت غیر قانونی شاهرخ زمانی فعال کارگری نیز اعتراض شده ادامه داده است:«اکنون زندانیان بند مالی زندان مرکزی تبریز را به بهانه ی بازسازی بند مالی در بندهای ۳ گانه و بند ۹ تقسیم کرده اند اما این فقط یک بهانه است . در این تقسیم بندی ۲۱ زندانی سیاسی را به بند ۹ و شاهرخ زمانی و چند نفر از دوستانش را به بند ۱۵ متادون منتقل کردند . در ادامه تقسیم زندانیان، جاوید هوتن کیا را به بند ۱۴ متادون که بی نهایت بد و در واقع بدترین بند زندان است فرستاده اند .به دنبال عوض شدن رئیس زندان که نام او استادی است و عوض شدن رده های مختلف مسئولین ،فشار بر زندانیان سیاسی و انتقال آنها به بندهای متادون سرعت بیشتری گرفته است و تهدیدها و فشارها افزایش یافته است.»
این گزارش هم چنین با اشاره به انتقال جاوید هوتن کیا  کارگر زندانی به همراه ۲۶ نفر که دچار ایدز هستند به بند ۱۴ متادون اضافه کرده  است:«حدود ۴۰۰ زندانی هستند که ۱۸۰ نفرشان زمان ورود به زندان معتاد نبودند ولی اکنون معلوم نیست. بقیه زندانیان این بند در حد بالایی تزریقی هستند .در بند هفته ای فقط ۳ روز هواخوری یک ساعته وجود دارد بقیه اوقات همه زندانیان مجبورند در فضای آلوده، با استرس دائمی به سر برند.
وضعیت جاوید هوتن کیا از تمامی زندانیان سیاسی بدتر است ،بر اثر ضرب و شتم او بینی اش را شکسته اند و بدون مداوا رها شده است . آلت تناسلی اش را سوزنده اند که مداوای زخم های آن بدون مراجعه به بیمارستان غیر ممکن است .در بین زندانیان صحبت دائمی است که مسئولین زندان می خواهند جاوید هوتن کیا را از این طریق بکشند .چند روز پیش زندانیان یک نفر از بین خود به نام امیر آخری را جهت صحبت با رئیس زندان که آن زمان رضازاده بود انتخاب کردند . ولی رضازاده به هیچ عنوان حاضر به صحبت کردن با نماینده زندانیان نشد ،زندانیان از خانواده های شان خواستند به صورت جمعی و فردی به دیدن رئیس زندان رفته و در مورد وضعیت و اعمال خطرناکی که برعلیه زندانیان در حال اجرا ست صحبت کنند .در آن زمان رضازاده هیچ کس را برای صحبت نپذیرفت و اکنون استادی نیز هر چند حاضر به دیدن خانواده ها شد ولی به بهانه ی اینکه این طرح متعلق به رئیس قبلی و وزارت اطلاعات است زیر بار توقف اجرای آن نمی رود .»
در ادامه این گزارش با اشاره به خطر انتقال بیماری های مسری از طریق زندانیان به جامعه آمده است:«مسئولین زندان ، قوه قضاییه و وزارت اطلاعات آگاهانه و به عمد با تقسیم حدود ۷۰۰ زندانی سالم در بندهای سه گانه متادون اقدام به ایجاد و پخش بیماری مسری در میان زندانیان سالم کرده که از این طریق در سطح گسترده تری از جامعه منتشر خواهد شد. این خود جنایت علیه بشریت است که باید مورد اعتراض شدید فعالین طرفدار سلامت جامعه و محیط زیست واقع شود .ما به نوبه خود خواهان محاکمه آمرین و عاملین اجرای چنین طرحی هستیم .»
در بخش پایانی گزارش موارد دردناکی از وضعیت زندان تبریز مورد اشاره قرار گرفته است:
-فضای زندان به خصوص بندهای سه گانه کاملا” به انواع بیماری ها و عامل گسترش بیماریها آلوده است ،بیشتر معتادین به طور دائمی خود را در اطاق ها و راهروها خراب می کنند با توجه به اینکه خود زندانیان مجبور به نظافت هستند و مسئولین زندان نیز هیچ وقت ابزار و مواد نظافت و ضدعفونی کننده نمی دهند یا بسیار ناچیز در اختیار زندانیان قرار می دهند . هیچ زمانی نظافت بندها در حد قابل قبول انجام نمی شود.
-تعدادی از معتادان ضمن اعتیادشان دچار بیماری های شدید دیگری هستند که هیچ وقت توان و روحیه مراقبت از خود را ندارند از جمله بیماریها می توان گفت دارای زخمهای عمیق در نقاط مختلف بدن خود هستند که به طور دائم خونابه و چرک از زخمهای شان جریان دارد .آنها به تمامی نقاط بند می روند و همه جا از در و دیوار تا کف را آلوده می کنند حتی بعضی از انها خود را روی زمین کشان کشان به این سو و ان سو جا به جا می کنند و زخمشان به همه جا مالیده شده همه جا را به انواع میکروب آلوده می کنند .
-همین چرک و خونابه و سرنگهای تزریق آلوده که دست به دست گشته و چندین بار مورد استفاده قرار گرفته توسط برخی از زندانیان به عنوان وسیله ای برای تهدید دیگر زندانیان مورد استفاده قرار می گیرد .
-در چنین فضای آلوده ای وسایل نظافت و حمام بسیار محدود است مثلا” برای هر ۱۵۰ نفر یک چشمه حمام است که آن هم به طور متوسط ۶ ساعت در روز اب دارد و توالت بسیار کم است یک زندانی برای یک بار توالت رفتن برخی مواقع باید ۴۰ تا ۶۰ دقیقه در صف بایستد و با چنین حجم استفاده از توالت اصلا” زمانی برای شستشوی آن باقی نمی ماند جالب است که بیشتر مواقع نیز لوله های توالت مسدود می شود و فاضلابشان به بیرون زده و تمامی محیط را آلوده تر می کند .
-غذای زندان بسیار کم و غیر قابل خوردن است و از آن مقدار کم نیز در رده های مختلف مسئولین می دزدند و همچنین در چنین محیط آلوده ای غذا نیز هر چه بیشتر آلوده می شود. این چنین زندانیان از چندین زاویه در تهدید آلودگی قرار دارند .
-تحت فشار چنین فضای آلوده و فشارهای عدم رسیدگی به پرونده ها و درخواستها و نیازهای زندانیان و فشارهای روزافزون مسئولین زندان ، قوه قضاییه و وزارت اطلاعات ،افزایش ناامنی در جامعه علیه خانواده های زندانیان و عدم تأمین نیازهای اولیه خانواده ها ،بیشتر زندانیان دچار روان پریشی،ناامیدی، کینه نسبت به بقیه وشدیدا” پرخاشگر شده اند . بیماریهای روانی نیز به مشکلات بهداشتی و غذایی و ازدحام بیش از حد زندانیان اضافه شده و فضای زندان را آماده نزاع های دائمی فردی و جمعی نموده است که همیشه نتایج وحشت باری ایجاد می کند جو و فضا چنان ملتهب است که خود مسئولین و نگهبانان زندان هیچ وقت جرئت نمی کنند از درب بند ها به داخل بندها بروند و همیشه به طور کاملا” مسلح چند قدم دورتر از میله های درب بند ایستاده و حرف هایشان را می زنند .
در همین حال زندانبانان و مسئولین قضایی و مأموران وزارت اطلاعات خود را در مقام تماشاگران دعواها و حرکات روان پریشی زندانیان قرار داده و به حاصل تراژدی های خود به عنوان نمایش تفریحی نگاه کرده و مانند حکمرانانی که از نبرد گلادیاتورها لذت می بردند مسرور می شوند .
خاطر نشان می شود پیش از این نیز اخباری از وضعیت وخیم زندان ها در جمهوری اسلامی منتشر شده بود.

منبع: سایت ملی مذهبی

۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه

انتظار چند ماهه برای صدور مجوز درمان زندانیان سیاسی بند امنیتی گوهردشت

علاوه بر محدودیت های بسیار در ارائه خدمات درمانی به زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج، مسئولان قضایی در صدور مجوز انتقال و درمان برای زندانیان سیاسی این زندان نیز با تاخیری چند ماهه اقدام می کنند.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در حالیکه تعدادی از زندانیان بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) همچنان در وضعیت جسمی نابسامانی بسر برده و نیازمند انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان برای انجام امور درمانی می باشند، اما صدور این حکم از جانب مقامات دادستانی گاه تا سه ماه نیز به طول می انجامد.
از جمله این افراد می توان به سید مهدی محمودیان، میثاق یزدان نژاد و جمشید صادق الحسینی اشاره کرد که یا همچنان در انتظار صدور دستور دادستانی بوده و یا با وجود صدور مجوز اعزام به بیمارستان با بهانه های مختلف انتقال ایشان به تعویق می افتد.
جمشید صادق الحسینی زندانی سی و یک ساله بند چهار که از ناراحتی در ناحیه کمر رنج می برد چندی پیش با معاینه و تائید پزشکان پزشکی قانونی به جهت تست اعصاب و عضله می بایستی به مراکز درمانی خارج از زندان اعزام شود که همچنان در انتظار صدور مجوز انتقال از دادستانی برای این امر می باشد.
میثاق یزدان نژاد نیز که پیش از این سه بار به بیمارستان اعزام شده و هر بار بنا بر عللی بدون هیچ اقدام خاصی به زندان بازگردانده شده علیرغم نیاز فوری به انجام عمل جراحی فتق و صدور مجوز انتقال همچنان در انتظار اقدام مسئولان زندان برای اعزام وی به بیمارستان می باشد.
لازم به یادآوری است که مسئولان زندان رجایی شهر کرج با وجود صدور مجوز انتقال برای برخی از زندانیان از جمله میثاق یزدان نژاد و سید مهدی محودیان، به بهانه هایی همچون نبود مامور و نیروی انسانی کافی برای اعزام زندانیان سیاسی به مراکز درمانی خارج از زندان از اعزام ایشان خودداری کرده و بازگشت دیگر زندانیان تحت درمان در بیمارستان ها به بند را پیش شرط انتقال این زندانیان عنوان کرده اند.
هم اکنون کیوان صمیمی به علت مشکل کبد و عیسی سحرخیز به علت مشکلات قلبی در بیمارستان شهید رجایی و بیمارستان قلب تهران بستری می باشند.

۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

احمد زیدآبادی و مهدی محمودیان به مرخصی نوروزی آمدند

دکتر احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار زندانی و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) و سید مهدی محمودیان روزنامه نگار زندانی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) عصر امروز آزاد شدند.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، دکتر احمد زیدآبادی و سید مهدی محمودیان دو زندانی سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج، ساعت 6 عصر امروز و برای سپری کردن مرخصی یک هفته ای نوروزی از زندان آزاد شدند.
خانواده این زندانیان درخواست کتبی خود برای اعطای مرخصی نوروزی به این دو زندانی سیاسی را پیش از ایام نوروز به مقامات قضایی ارائه کرده بودند که به علت برخی ناهماهنگی های موجود در دادستانی، ایشان موفق به حضور در کنار خانواده های خود در شب سال جدید نشدند.
مرخصی نوروزی این دو زندانی سیاسی روز پانزدهم فروردین ماه پایان خواهد یافت و ایشان پس از پایان مدت مرخصی می باید خود را به زندان معرفی کنند.
بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج در حالی با وجود پیگیری خانواده های خود از امکان برخورداری از مرخصی کوتاه مدت نوروزی محروم شدند که پس از ارائه درخواست مرخصی نوروزی از سوی خانواده های ایشان، از جانب مسئولان قضایی قول مساعد برای مهیا کردن امکان آزادی موقت ایشان داده شده بود.

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

۱۳۹۱ فروردین ۶, یکشنبه

جشن نوروز در بند ویژه امنیتی

همراه با دیگر هم میهنان ایرانی، زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) نیز به مناسبت آغاز سال جدید مراسمی را برگزار کردند.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، زندانیان سالن 12 بند چهار زندان رجایی شهر کرج معروف به بند ویژه امنیتی، رو سه شنبه، با برگزاری مراسمی به استقبال سال جدید رفتند.
زندانیان این بند صبح روز اول فروردین ماه، همزمان با لحظه تحویل سال و آغاز سال جدید، با سردادن سرود ای ایران با حضور در کنار سفره هفت سین به استقبال این عید باستانی رفته و ساعاتی بعد نیز همگی و در کنار هم و بر سر یک سفره، به صرف ناهار در سالن پرداختند.
اما مراسم اصلی این روز ساعت 10 شب سه شنبه اول فروردین ماه و با اجرای برنامه های جذاب و متنوعی از سوی زندانیان سیاسی این بند آغاز شد که به مدت چهار ساعت و نیم و تا ساعت دو و نیم بامداد ادامه یافت.
این مراسم با اجرای سعید رضایی و همچنین پذیرایی سید مهدی محمودیان آغاز و با اجرای ترانه محلی گیلکی از سوی جعفر اقدامی و همچنین ترانه لری محلی از سوی رسول بداقی، جعفر اقدامی، هادی امینی و رضا شریفی بوکانی ادامه یافت.
قرائت اشعاری از حافظ توسط حشمت الله طبرزدی، قطعه شعری از خالد حردانی در مورد ظلم هایی که به مردم شده است، اجرای بخش هایی از یک نمایشنامه توسط رسول بداغی و جعفر اقدامی و همچنین بیان خاطراتی از منطقه زیدآباد توسط دکتر احمد زیدآبادی از دیگر بخش هایی بود که در این مراسم چهار و نیم ساعته به اجر درآمد.
در ادامه این مراسم برنامه ای تحت عنوان "صندلی داغ" و با مجری گری مسعود باستانی، روزنامه نگار زندانی اجرا شد که در این برنامه محمد بنازاده امیرخیز و علی قنبریان دو تن از زندانیان سیاسی به عنوان میهمانان این برنامه ضمن پاسخ به سوالات مجری برنامه، به شرح چگونگی دستگیری خود پرداختند.
این مراسم در جوی دوستانه و بی نظیر با مسابقه ترانه میان زندانیان و رقص توسط گروه رقص کردی تا ساعاتی پس از نیمه شب ادامه یافت.
لام به یادآوری است که زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج امسال نیز همچون سال های گذشته، علیرغم محدودیت های موجود و محرومیت از بسیاری از حقوق اولیه دیگر زندانیان، با کارشکنی مقامات امنیتی-قضایی جمهوری اسلامی از امکان برخورداری از مرخصی کوتاه مدت نوروزی محروم شدند.

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
http://www.komitedefa.com 

۱۳۹۱ فروردین ۴, جمعه

پشت پرده پیگیری انتخابات در داخل و کنگره ملی در خارج

دانشجوی مبارز پیمان عارف در روز پایانی محکومیتی که توسط بیدادگاه جمهوری اسلامی به او تحمیل شده بود، به شلاق بسته می شود تا یادش نرود که از چه جهنمی بیرون آمده است، اما او به محض آزادی یادش می آید که برای چه هدفی به زندان رفته بود و درنتیجه پشت شلاق خورده اش را بدون ترسی به تماشا می گذارد تا درندگی رژیم جمهوری اسلامی را نشان دهد، چنانچه منصور فرجی و سمیه توحیدلو نیز چنین کردند. در اینجاست که اهمیت کوشش های آزادیخواهی در داخل نمایان تر می شود، کوشش هایی که با جان انسان ها درآمیخته و به دور از سهم خواهی، شعار و حرف انجام می گیرند


این روزها کم نیستند مبارزانی که چه درون زندانهای نظام جمهوری اسلامی و چه پس از آزادی، با چهره ای روشن ندا می دهند که Zarezadeh-Ardeshirآماده هستند تا بعنوان پیشروان جنبش آزادیخواهی زندگی خود را فدا کنند، کما اینکه صدها کشته و اعدامی دو سال اخیر و هزاران کشته و اعدامی سالهای قبل در پی چنین هدفی صورت گرفت. حال پرسش از کسانی و یا گروههایی است که پیگیر انتخابات و ایجاد کنگره ملی و یا هر اسم دیگری که هستند، آیا محور آنها نیز چنین هدفی است یا آنکه تنها به دلیل چسبیدن به قدرت و گرفتن سهمی و ایجاد نظامی مشابه رژیم فعلی تلاش می کنند و در اینراه ابایی ندارند که تعدادی از مردم بازهم فریب خورند و یا در انتهای روشن شدن مقصد آنها، از رسیدن به دموکراسی محروم و سپس ناامید شوند ! مهم این نیست که فرد یا گروه پیگیر برای انتخابات در جمهوری اسلامی و تشکیل کنگره ملی اصلاح طلب باشد و یا خود را سکولار بنامد، سلطنت طلب یا مجاهد باشد، جمهوریخواه یا چپ باشد، بلکه مهم این است که بداند که مبارزه ای که درون کشور جاریست، هدفی روشن دارد که دیر یا زود نیروهای خود را سازماندهی کرده و آلترناتیو خود را برای مقابله با رژیم تشکیل می دهد. روشن نیست که چرا تعدادی در خارج کشور با اصول و اهدافی متفاوت شرکت یا عدم شرکت در انتخابات را تبلیغ می کنند و یا ایجاد کنگره ملی با اسامی گوناگون را هدف خود قرار داده اند، اینکار را بدون توجیه اینکه داخل کشور با اینهمه مبارز درک شرکت یا عدم شرکت در انتخابات و یا توان تشکیل آلترناتیو را ندارند، انجام نمی دهند ! چرا برای آنها روشن نیست که مبارزه هنوز در ابتدای سازماندهی نیروهای مختلف دور می زند و در زمان مناسب که رسید با تمام فشار و اختناق موجود کنگره ملی نیز تشکیل خواهد شد، کما اینکه سالهای قبل نیز چنین امری در نطفه ایجاد شده بود.

این روزها تحولاتی در داخل کشور، چه در میان گروههای حاکم و چه در میان جنبشهای مردمی در حال روی دادن است ؛ گروههایی که با تکیه بر اختناق و فشار مشکلات سهم خواهی درون خود را حل کرده و به تثبیت نظام دست یابند و در طرف مقابل جنبشهایی که تلاش دارند ستونهای رژیم را متزلزل کنند. رژیم از ابتدای به قدرت رسیدن نشان داد که رحمی برای مخالفان خود نداشته و درعوض منابع اقتصادی کشور را بیت المالی میداند که باید برای خود و وابستگانش مصرف کند و لذا سرکوب و فساد مالی رانتی همچون دو بازوی مهم سردمداران نظام تابحال مورد استفاده قرار گرفته است. تفاوتی که این روزها با سالهای گذشته کرده، در درکی است که مسولان فعلی نظام از قدرت مطلقه خویش یافته اند و درنتیجه سرکوب را تشدید داده و فساد مالی رانتی به هزاران میلیارد از طریق قانونی و بانکهای در اختیار را افزایش داده اند و مقامات دیگر نیز حتی از افشای آنها در جامعه هراسی ندارند. زمانی که ولایت فقیه ترمز مسولان را در ادامه افشاگری می کشد تا مخالفت جناحها با یکدیگر به لو رفتن اصل ماجرا که خود بیت رهبری نیز در جریانات سهم دارد، کشیده نشود عمق فساد نظام آشکار می شود. زمانی که احمدی نژاد و باندش که قدرت خود را مدیون رهبری می دانستند، ولی برای قبضه بیشتر قدرت مقابل رهبری نیز می ایستند، آشکار می شود که ترفند اصولگرایی در مقابل اصلاح طلبی و شدت سرکوب نیز نه تنها به یکدست شدن مسولان نمی انجامد، بلکه جنبش مردمی را نیز متوقف نمی کند. چنانچه دو حزب نیرومند کشورهای غربی برای کنترل بحران و ادامه نظام جانشین یکدیگر می شوند، دو روی سکه اصلاح طلبی و اصولگرایی ( محافظه کاری ) نیز بصورت مضحکی برای تثبیت نظام جایگزین یکدیگر می شوند. با وجودیکه بنظر می رسد که رهبری و سپاه بعنوان دو بازوی نظام حاضر نیستند که قدرت بدست آمده را با رفسنجانی و سران اصلاح طلب تقسیم کنند، ولی بنظر امکان پذیر است که بخشی از مسولان فعلی جای خود را به بخشی از سران قبلی و یا افراد جدیدتری بدهند تا نظام به حیات خود ادامه دهد. آنچه از تغییراتی که در جریان است، حتی اگر برای فریب مردم برای شرکت در انتخابات باشد و یا کشورهای غربی را به انجام اصلاحات خوش بین کند، حاکی از این موضوع است.

تلاش مهدوی کنی و سایرین برای ایجاد جبهه ۷+۸ و یک لیست مشترک که نماینده همه گروههای اصولگراها باشد، با سرکشی گروه پایداری که جناح تندتری بوده و بینابین اصولگراها و باند احمدی نژاد قرار دارند، به نتیجه نرسیده است چرا که گروه پایداری معتقد است که لاریجانی، رضایی، قالیباف و بخشی از موتلفه به رفسنجانی و بعضی از اصلاح طلبان نزدیک اند. باید دید که در ادامه رهبری که از زبان حداد بر یک لیست اصولگرا تاکید کرده بود ولی هنوز نتیجه نداده، قادر خواهد بود با هشدارهای بیشتر باین امر موفق شود یا اینکه ضربه ای که با نافرمانی باند احمدی نژاد به او وارد آمده، دامنه اختلافات بیشتر می شود. گرچه باند لاریجانی و بخشی از اصولگرایان و همچنین رفسنجانی و دیگر سران اصلاح طلب با زبان بی زبانی خواهان برکناری باند احمدی نژاد هستند و مصاحبه اخیر فرماندهان سپاه بر ضد ایشان و مصاحبه مهدی خزعلی – که اخیرا در زندان در اختیار ماموران امنیتی بوده - با صدای امریکا مبنی بر اینکه احمدی نژاد محور فساد است ولی اعتقاد به نظام لازم است بر این امر صحه می گذارند. اما شخص خامنه ای تا یافتن جایگزین مورد اعتماد به این کار تن نخواهد داد.

سفر احمدی نژاد با کل فامیل و بستگان به امریکا این بار کم اثرتر بوده و مقامات غربی اهمیت کمتری برای وی قائل بودند. تعداد زیادی از همراهان و بوروکراتهای وابسته به وی نیز در پای میز محاکمه اند و جناح مخالف سعی دارد تا کاندیدهای انتخاباتی موافق وی را شناسایی و به کمک شورای نگهبان از حق انتخاب محروم کند، ولی هنوز باند ایشان که از حمایت بخشی از سپاه و مسولان تشکیل شده و تمایل به کم کردن قدرت ولایت فقیه دارند از قدرت بی نصیب نیستند. جناح حاکمه برای نشان دادن یکدستی و تثبیت نظام در برابر غرب تمایل دارد که انتخابات را مانند بارهای پیش با تعداد بیشتری از شرکت مردم برگزار کند، گرچه با وجود تصویب شرم آور قانون کنترل نمایندگان مجلس چشمداشت آنها در استقلال بسته تر است ولی حتما حربه تقلب برای انتخاب شدن نمایندگان مطیع تر انجام خواهد گرفت. با وجود اینکه هنوز تغییر چندانی صورت نگرفته اما جبهه مشارکت و شورای هماهنگی دچار توهم شده و جرقه شکستن حصر آقایان موسوی و کروبی را مقدمه انتخابات آزاد دانسته اند، با اینگونه اصلاح طلبان و این بیانیه ها به نظر می آید که نظام جمهوری اسلامی نیازی به تن دادن به اقدامات اصلاحی چندانی نمی بیند و تنها همین برداشتن حصر، بخشی از آنها را راضی به شرکت در انتخابات می کند.

از طرف دیگر همچنان بخشی از قدرت تمایل به شدت عمل و سرکوب مردم داشته و ایجاد بحران در منطقه را از طریق تروریستهای وابسته مهم دانسته و بر ترفند مذاکره طولانی با غرب برای نرسیدن به توافقی پافشاری می کند، درحالیکه بخش دیگر جنبشهای منطقه را خطرناک دانسته و اعتقاد دارد باید نرمشی در مذاکرات نشان داده و شدت سرکوب را برای کم کردن فشار سازمانهای حقوق بشر پایین آورده و بخشی از زندانیان را آزاد نمایند. در نتیجه با توجه به اینکه بسیاری از مخالفان در دو سال گذشه اعدام شده ولی چند ماهی است اعدام سیاسی متوقف شده، بخشی از زندانیان آزاد گشته و آقای کروبی بی خبر به دیدار خانواده برده می شود و لذا احتمال آزادی ایشان و آقای موسوی نیز می رود، یا خبر توقف ادامه کار سانتریفوژها اگر سوخت لازم از طرف غرب تامین شود، بخشی از ترفندی است که جناح معتقد به نرمش انجام میدهد. از طرف دیگر افزایش اعدام منتسب به مواد مخدر و یا قاتلین افراد حتی اگر نوجوان باشند، دستگیریهای جدید و گسترش آن به خبرنگاران و فیلم سازان و غیره، شلاق زدن و سرکوب کسانی که حرکات اجتماعی همچون طرفداری از محیط زیست و آثار تاریخی و یا آب بازی و غیره پرداخته، مانور نظامی در خشکی و دریا و یا ایجاد بحران در لبنان و بحرین و یمن و غیره پرداخته و به تهدید غرب می پردازند، پافشاری تفکر تندروان را در کار بروز می دهد. البته تمایز دادن جناحهای تندرو و محافظه کار بدلیل تزلزل و عدم حزبی بودن افراد به آسانی امکان پذیر نبوده و بسته به اینکه چه جناحی قدرت می گیرد جابجا می شوند ولی اشتراک منافع آنها را به همدیگر نزدیک کرده است، و چه بسا تغییرات متفاوت در مسائل گفته شده با هماهنگی مقامات رده بالا برای فریب مردم صورت می پذیرند. اگر در مورد انرژی هسته ای و یا بعضی از کشورهای منطقه که جنبش مردمی شکل گرفته اظهار نظر متفاوت شنیده می شود، اما در مورد سوریه مقامات می دانند که تغییر نظام در آن کشور به تغییر نظام در جمهوری اسلامی منتهی می شود و لذا تمام نیروی خود را برای حفظ آن رژیم بکار می برند، شاید بی دلیل نباشد که روسیه و چین نیز تحریمهای سوریه را وتو کرده اند.

طبیعی است که مبارزه داخل کشور آن قدر حاد نشده که دوباره مردم تنور انتخابات نظام را گرم کنند تا افراد مطیع بیشتری به مجلس فرمایشی راه یافته و دور جدیدی از فسادها و سرکوبها آغاز شود، بخصوص که گرانی و فشار اقتصادی توان مردم را بریده و اعتقادشان را به رژیم ازبین برده است. با شروع سال تحصیلی بار دیگر دانشجویان و معلمان گرد هم آمده و مخالفتهای خود را که اینبار بیشتر صنفی بوده و قادر است تعداد بیشتری را جذب کند، آغاز کرده اند، مسائلی همچون ندادن خوابگاه که به فوت دختر دانشجویی منجر شد، تفکیک جنسیتی، رسمی شدن معلمان و دیگر مسائل صنفی تظاهرات و تحصن هایی را موجب شده است که در آینده تشدید خواهد شد. تظاهرات و اعتصاب باشکوه هزاران کارگر پیمانکاری شرکتهای پتروشیمی در خوزستان که دو هفته طول کشید، نوید اعتصابات کارگری متشکلتری را با وجود بیکاری و حقوق پایین می دهد. ایجاد ابتکاراتی خودجوش برای آب بازی و پاک کردن شیشه ماشینها برای کودکان بی سرپرست، نوید دیگر حرکات اجتماعی را می دهد که مکمل تظاهرات خیابانی بوده و می تواند موجب گردهمایی بیشتری از مردم شود، همچون جمع شدن در پارکها و یا مناطق عمومی که شکل تظاهرات سیاسی را به خود نگیرد. مواردی همچون حفظ محیط زیست و آثار تاریخی از جمله تظاهرات مردم شهرهای آذربایجان برای دریاچه ارومیه که اقدامی بی نظیر بود و صدای خیلی از تجزیه طلبان را نیز خاموش کرد، البته بازهم نوید تجمع بیشتری برای مسائل این چنینی را می دهد. اعتصابات و خواسته های صنفی گروههای مختلف نیز ادامه خواهد داشت و فضای ایجاد شده از فشار بین المللی حقوق بشری می تواند موجب رونق حرکات اعتراضی و اجتماعی مردم شود.

آنچه بتدریج روشن شده اینکه دیگر نه رژیم امکانی برای ادامه بقای خود گذاشته و نه اینکه مردم اعتمادی به گفتار مقامات جمهوری اسلامی دارند. در نتیجه تلاش های جوانان، دانشجویان، کارگران، معلمان و دیگر اصناف و اقشار موجب خواهد شد تا آلترناتیو مورد نیاز اظهار وجود کند. این مهم می تواند حتی ایجاد "کنگره ملی" نیز باشد. در خارج کشور نیز ایجاد نهادها و تشکل های مدافع حقوق مردم ایران و مبارزات داخل و کوشش برای ایجاد همبستگی میان گروههای برون مرزی اهمیت بسزایی دارد. بنابراین همه کوشش های برون مرزی و نیز تلاش برای ایجاد کنگره ملی بدون در نظر گرفتن محور مبارزه یعنی تلاش های داخل کشور به نتیجه ای نخواهد رسید و از سویی داغ کردن تنور انتخابات جمهوری اسلامی آن هم بدون در نظر گرفتن حتی کف مطالبات مردمی تنها منافع مردم را زیر سوال می برد.
 
حسن زارع زاده اردشیر
روزنامه نگار و فعال حقوق بشر
http://zarezadeh.blogspot.com

۱۳۹۱ فروردین ۱, سه‌شنبه

تجاوز یک پسر ۲۰ ساله کرمانی به ۱۶ زن

تجاوز پسر 20 ساله کرمانی به 16 زن + عکس
گزارش آخرین نیوز به نقل از روزنامه تهران امروز این مرد که مجید- م نام داشت پس از دستگیری انگیزه خود از جنایاتش را نه انحراف جنسی بلکه نفرت و کینه از زنان ذکر کرد. این جوان ۲۰ ساله که سرانجام پس از پیگیری‌های ادامه دار پلیس کرمان هنگامی که قصد قربانی کردن زن تنهای دیگری را داشت دستگیر شد، به بازپرس پرونده گفت: باعث این جنایاتم کاری بود که مادرم در کودکی با من کرد. تازه به دنیا آمده بودم که پدرم دچار حادثه‌ای شده و فوت کرد.
مادرم که پس از مرگ پدر، قصد شوهر کردن را داشت چون من را مانعی بر سر راه ازدواج مجددش دید مرا بی‌رحمانه از خود رانده و به شیرخوارگاه سپرد. من تا ۷ سالگی در مرکز نگهداری اطفال ماندم و در این مدت تجربه‌های خیلی تلخی را از سر گذراندم.مربی‌های مرکز که همگی زن بودند به عناوین مختلف مرا آزار داده و تحقیر می‌کردند. در آن سالها تنها چیزی که نمی‌دیدم دلسوزی و حمایت بود. سرانجام به مدرسه رفتم اما به دلیل مشکلاتی که در کودکی داشتم و بدبینی خاصی که به محیط اطراف پیدا کرده بودم قادر به برقراری ارتباط درست با هم مدرسه‌ای هایم نبودم. سریع پرخاش می‌کردم و بارها به خاطر همین رفتارم از طرف هم مدرسه‌ای هایم فحش و سرکوفت شنیده و کتک خوردم. آنها بی‌پدر و مادری مرا به رخم می‌کشیدند و حرف‌هایی به من می‌زدند که باعث می‌شد در خلوت خود ساعت‌ها گریه کنم و از خدا بخواهم زودتر مرا بکشد. همان موقع بود که بذر نفرت از جنس زن در دلم رشد کرد. من عامل تمام بدبختی‌های خود را اقدام مادرم و برخوردهای زننده زنانی می‌دانستم که مربی نگهداری من بودند.
خبری که خواندم
متهم افزود: مدام به انتقام گیری از زنان فکر می‌کردم و به دنبال راهی بودم تا آنها را قربانی نفرت خود کنم. می‌خواستم به هر وسیله‌ای شده زنان را تحقیر کنم تا اینکه یک‌روز که روزنامه‌ای دستم رسیده بود در آن خبری خواندم مبنی بر اینکه مردی با عنوان قلابی مامور شرکت گاز وارد خانه زنی تنها شده و به او تعرض کرده بود. با خواندن این خبر جرقه این کار در ذهن من هم خورد.تصمیم گرفتم همین بلا را سر عده‌ای زن بیاورم.
خانه‌ای را زیر نظر گرفتم که می‌دانستم در آن زوجی تازه ازدواج کرده با هم زندگی می‌کنند. ساعتی از صبح گذشته بود که شوهر برای رفتن سر کار از منزل خارج شد. کوچه خلوت بود و کسی هم آن دور و اطراف نبود. کیف و سر رسیدی که همراهم بود را زیر بغلم گرفته و به سمت خانه زن رفتم. زنگ خانه‌اش را به صدا درآورده و خود را مامور شرکت گاز معرفی کردم که برای خواندن کنتور آمده است. زن هم به من اعتماد کرده و در را باز کرد. به محض مواجه شدن با وی، در دهانش را گرفته و به وی تعرض کردم. التماس‌های وی هم فایده‌ای نداشت. بعد هم به سرعت از آنجا فرار کردم.مدتی بعد زن دیگری را هدف قرار دادم و وی را هم با عنوان مامور گاز مورد تعرض قرار دادم.
به ۱۴ زن دیگر هم طبق همین نقشه تعرض کردم و تعداد قربانیان خود را به ۱۶ نفر رساندم. اما هر کاری می‌کردم ریشه این نفرت از دلم پاک نمی‌شد و همچنان فکر انتقام از زنان دیگری هم بودم.
سوژه روانشناسان شدم
مجید ادامه داد: بهمن ماه سال گذشته بود که طبق نقشه قصد اذیت و آزار زن خانه دار دیگری را داشتم. در کوچه‌ای که خانه آن زن در آنجا قرار داشت مشغول راه رفتن و یافتن فرصتی مناسب بودم که یکمرتبه ماشین پلیس را کنار خود دیدم. سعی کردم خود را عادی نشان دهم اما ماموران به من مشکوک شده بودند. می‌دانستم که زن‌هایی که این بلا را سر آنها آورده‌ام از من شکایت کرده‌اند و پلیس هم بدجوری دنبال من است اما حاضر نبودم به هیچ قیمتی دست از این کار بردارم. ماموران پلیس بعد از دیدن من به سویم حمله کرده و قصد دستگیری من را داشتند. من هم چاقویم را درآورده و با آنها درگیر شدم.بعد هم به سرعت به سمت خیابان دویدم تا با استفاده از شلوغی آنجا فرار کنم. اما همانجا با کمکی که مردم به ماموران کردند دستگیر شدم.داخل ماشین پلیس که نشستم فهمیدم عکس چهره من در اختیار کلیه مراکز پلیس قرار داده شده است و مامورین از روی تصویر بازسازی شده چهره‌ام ازروی اطلاعاتی که قربانیان تعرض‌های من به‌ آنها داده بودند شناسایی شده ام. پس از دستگیری و انتقال به آگاهی بود که متوجه شدم پلیس تنها از چند مورد از تعرض‌های من مطلع است و بقیه شاکیان از ترس آبرویشان اصلا برای شکایت به پلیس مراجعه نکرده‌اند. به مرور اعترافات خود را شروع کرده و به ۱۶ فقره تجاوز اقرار کردم. بازپرس پرونده پس از شنیدن حرف‌های من دستور انتقالم را به پزشکی قانونی داد تا سلامت روانی من مورد بررسی قرار گیرد ولی پزشکان این مرکز مرا از نظر روانی سالم و صاحب اراده در وقوع جرم تشخیص دادند. بعد هم به دست تیمی از روانشناسان سپرده شدم تا تحقیقات بیشری درباره شخصیت من توسط آنها انجام شود.
اعدام مجرم روانی
مجید چندی بعد از این اعترافات در دادگاه کیفری استان کرمان محاکمه و قضات وی را به جرم ۱۶ بار تجاوز به عنف به مرگ محکوم کردند. قضات دیوان‌عالی کشور هم بدون وارد کردن هیچ ایرادی به این حکم حکم اعدام وی را تایید کرده و این متهم سحرگاه دیروز در زندان مرکزی کرمان به دار مجازات آویخته شد.

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

گزارش تازه احمد شهید از وضعیت حقوق بشر ایران منتشر شد




احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران گزارش تازه ای را در مورد وضعیت حقوق بشر در این کشور منتشر کرد. این گزارش به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه می‌شود.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در این گزارش از موارد شکنجه بازداشت شدگان در ایران انتقاد کرده است.


او نوشته است: "بعضی (از مصاحبه شوندگان) اظهار کرده اند که در معرض رفتاری قهرآمیز قرار گرفته اند که مصداق شکنجه است، از جمله نگهداری بیش از اندازه در حبس انفرادی، شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، تهدید به تجاوز جنسی و تهدید به بازداشت یا آسیب رساندن به دوستان و بستگان و اعضای خانواده. همچنین گفته شده است که بازداشت شدگان مجبور شده اند مقابل دوربین های تلویزیونی اعتراف کنند."
احمد شهید همچنین اظهارات شاهدانی را نقل کرده است که می گویند از حق دادرسی عادلانه در ایران محروم شده بودند. بعضی از این افراد گفته اند که هنگام بازداشت نه حکمی قانونی به آنها ارائه شده و نه دلیلی برای دستگیری آنها ذکر شده و در بعضی موارد ماه ها در سلول انفرادی نگهداری شده اند، بدون آن که اتهامی به آنها تفهیم شود.
در گزارش آقای شهید آمده است: "تمام مصاحبه شوندگان اظهار کرده اند که در خلال انتقال به بازداشتگاه و بازجویی به آنها چشم بند زده شده بود و اکثرا نتوانسته اند با اعضای خانواده خود تماس بگیرند تا بگویند در کجا نگهداری می شوند و پس از دستگیری و همچنین در خلال تحقیقات، به وکیل دسترسی نداشتند."
او همچنین شرایط زندانها و بازداشتگاه های ایران را پایین تر از "حداقل استانداردهای اعلام شده از سوی سازمان ملل" توصیف کرده است: "ازدحام بیش از حد زندانیان، نبود آب کافی، عدم رعایت کافی اصول جداسازی زندانیان، تاسیسات غیر بهداشتی و فوق العاده بی کیفیت، شرایط خطرناک تهویه، دسترسی ناکافی به خدمات پزشکی، ارائه غذای کم، ارتکاب خشونت و به خدمت گرفتن زندانیان برای تسهیل مجازات."
احمد شهید می گوید که با چهار نفر از بازداشت شدگان سابق بازداشتگاه کهریزک صحبت کرده و اظهارات آنها موارد مکرر اعتراض به شرایط زندانهای ایران را تایید می کند.
"بعضی (از مصاحبه شوندگان) اظهار کرده اند که در معرض رفتاری قهرآمیز قرار گرفته اند که مصداق شکنجه است، از جمله کاربرد افراط آمیز از حبس انفرادی، شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، تهدید به تجاوز جنسی"
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران:
گزارشگر ویژه سازمان ملل در ادامه گلایه می کند که مقامهای متخلف از جمله سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، از مصونیت قضایی برخوردارند و از این که هنوز تحقیقی کامل، بیطرفانه و مستقل درباره حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ صورت نگرفته، ابراز دلسردی کرده است.
او همچنین اذیت و آزار، بازداشت و نقض حقوق مدافعان حقوق بشر در ایران را مورد انتقاد داده و نسبت به بعضی از پرونده ها از جمله سهراب رزاقی، کوهیار گودرزی و مادرش پروین مخترع، و آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی ابراز نگرانی کرده است.
در این گزارش اظهار شده است که جمهوری اسلامی ایران بیش از هر کشور دیگر جهان، روزنامه نگاران را به زندان انداخته است. احمد شهید می نویسد که امسال ۴۲ خبرنگار در زندانهای ایران بازداشت هستند.
او می نویسد: "بنا به گزارشهای رسیده به گزارشگر ویژه، دست کم ۱۵۰ روزنامه نگار از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ از بیم سرکوب و اذیت و آزار از کشورشان گریخته اند. سازمان گزارشگران بدون مرز در نامه ای به گزارشگر ویژه نوشته است که قریب به ۵۰ نشریه از زمان انتخابات تعطیل شده است."
یک روزنامه نگار به احمد شهید درباره سانسور در جمهوری اسلامی گفته است: "در گذشته مقامات به ما می گفتند چه ننویسیم ولی حالا می گویند چه بنویسیم."
گزارشگر ویژه سازمان ملل از سرکوب و اذیت و آزار نظام مند اقلیتهای دینی، قومی و جنسی در ایران نیز انتقاد کرده است.
آقای شهید در گزارش خود همچنین نسبت به افزایش شمار اعدام هایی که رسما توسط مقامات ایران تأیید شده، ابراز نگرانی کرده است.
او می گوید که در طول سال ۲۰۰۱ (تا ماه دسامبر)، ۴۲۱ مورد اعدام رسما اعلام شده و ۲۴۹ مورد اعدام مخفی به اطلاع وی رسانده شده است.
آقای شهید ضمن استقبال از حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران، ابراز امیدواری کرده است که تمام موارد موجود محکومیت های سنگسار مورد بازبینی قرار گیرد، تا چنین مجازاتی دیگر در ایران اجرا نشود. با این حال، او ابراز نگرانی کرده که کماکان ممکن است "به تشخیص قاضی، مطابق قوانین اسلام یا فتوا، مجازاتهای شدیدی وضع شود."
"بنا به گزارشهایی رسیده به گزارشگر ویژه، دست کم ۱۵۰ روزنامه نگار از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ از بیم سرکوب و اذیت و آزار از کشورشان گریخته اند. "
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل
در گزارش آقای شهید از قول یک نماینده سابق مجلس ایران (بدون ذکر نام او) به "موارد تقلب در جریان انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۸ و انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹" اشاره شده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از قول این نماینده سابق مجلس نوشته است: "ناظران در شهرهای تهران، شیراز، تبریز و مشهد گزارش می دادند که حوزه های اخذ رأی هنوز باز بود و برگه های شمرده نشده هنوز در صندوق های سر بسته باقی مانده بود که خبرگزاری فارس در ساعت ۹ شب، نتایج انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۸ را اعلام کرد. همین مسئله، نگرانی های گسترده در مورد تقلب را مطرح کرد و در نتیجه شماری از نمایندگان مجلس به وزارت کشور اعتراض کردند".
احمد شهید در بخش دیگری از گزارش خود از سرکوب فعالیت تشکلهای کارگری در ایران و بازداشت اعضای سندیکاهای کارگری که خواهان احقاق حقوق صنفی خود هستند، انتقاد کرده است.
آقای شهید در این گزارش از عدم همکاری مقامات ایران گلایه کرده و نوشته است که آنها با درخواست او برای سفر به این کشور موافقت نکرده اند.
به نوشته آقای شهید، مقامات ایران همچنین به درخواستهای فوری نهادهای سازمان ملل در باره موارد نقض حقوق بشر پاسخ نداده اند.
گزارشگر ویژه سازمان ملل از نظام قانونی ایران و تلاش نهادهای قانون گذاری برای تصویب قوانینی که به گفته او به محدود کردن حقوق شهروندان می انجامد، انتقاد کرده است.
احمد شهید در پایان ضمن درخواست از حکومت ایران برای توقف نقض نظام مند حقوق بشر، خواهان ارائه تعریفی روشن از جرائم علیه امنیت ملی شده است. او همچنین درخواست آزادی فوری تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی را مطرح کرده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل از حکومت ایران تقاضا کرده که ضمن پایان دادن به اعدام برای مواردی که "جرم جدی" محسوب نمی شود، "توقف اعدام برای کلیه جرایم را تا زمانی که اجرای موثر حقوق مردم برای برخورداری از دادرسی عادلانه به طور معناداری قابل مشاهده نشده"، بررسی کند.
احمد شهید همچنین خواهان توقف اعدام افرادی شده است که قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده اند.

۱۳۹۰ اسفند ۹, سه‌شنبه

آموزش فالبینی ،رمالی و جن گیری-

بخش اول فال قهوه

امروز قصد دارم به شما فال قهوه را آموزش بدهم .فال گرفتن خیلی راحت است یعنی آنقدرهم ساده که شما فکر می کنید هم نیست.یک کم مشکل هست ولی باید تلاش مستمر داشته باشید و البته اگر به دنبال درآمدزایی و یا کمی خیرخواهانه تر بنگریم دنبال اشتغال زایی هستید بهتر است چاشنی سروزبان داری و نگاه کجکی و توی دهن نفر مقابل زدن و چاخان و تهمت و افترا به این و آن و خلط مبحث و افشاگری و در خط بودن فلان...را هم بیافزایید.دیدید که خیلی هم سخت نیست!
برای شروع ابتدا یک فرد ساده لوح با افکار دایی جان ناپلئونی و یک مقدار مضطرب و نگران آینده لازم است .سعی کنید معیار های یاد شده را ملاک قرار دهید.اگرهم نفر مورد فال گیری یکی از شرایط را هم داشت میتوان بعد با هنرنمایی خود موارد تکمیلی را به شخصیت وی افزاکنید که آنهم بستگی به مهارت و چرب زبانی شما دارد توصیه میشود برای بهبود چرب زبانی به مداحی حاج سعید حدادیان هرروز دوساعت گوش کنید.مقدار قهوه بستگی به ظرفیت طرف و پولی که میدهد و صد البته جیب مبارک شما هم دارد و فرد مورد نطر نیز میتواند برای تامین مخارج از وام های اندک موسسه قرض الحسنه بیت مکرم استفاده کند که بلاعوض هستند !.اگر میخواهید صرفه جویی کنید میتوانید اندکی خاک اطراف خواجه ربیع مشهد به جای قهوه و یک قاشق کافور کهریزکی برای قوام بیشتر فرد مفعول القهوه به فنجان اضافه کنید. به جای قاشق هم میتوانید از فرد مذکور بخواهید که باتوم اورده و باآن قهوه را هم بزنید!موسیقی ملایم و یک فضای تاریک نیز به شما کمک میکند.سعی کنید قیافه خودرا هم روحانی تر بکنید البته میتوانید با جاروبرقی حالت مذکوره رابه موها وریش و سیبیل بدهید ،زیاد هم مهم نیست زیرا فضای تاریک و مبهم محیط فال بینی نوعی احترام به فاعل القهوه را در مفعول القهوه ایجاد می کند تا بتواند راحت مفعول القهوه به را راحتی میل کند.به جای موسیقی میتوانید از آرشیو خطبه های نماز جمعه که ملایمت و معنویت خاصی دارد یک ملودی از استاد صلحی پیدا کنید و پلی بنمایید یا اینکه از موسقی عربی یا اشعار علی معلم که حالت معنوی خاصی به مجالس میدهد نیز خالی از لطف نیست.برای اینکه مطمئن شوید فرد مذکور باصطلاح بچه های کوچه و بازار پپه می باشد میتوانید با شمردن مهرهای انتخاباتی آخر صفحه شناسنامه به ان پی ببرید.از یک مهر تا سه مهر فرد مذکور در حالت پپه گی و پختگی معلق مانده است.از سه مهر تا پنج مهر مفعول القهوه به حالت نرمال پپگی رسیده است.از پنج مهر به بالاتر فرد مورد نظر دیگر سوپر پپه می باشد و فال قهوه بر او اثر ندارد ،بنابراین دسته بندی دوم برای اعمال عملیات قهوه گیری برای شما مناسب است.به فرد مذکور اصلا و ابدا از کشور تولید کننده قهوه اطلاعی ندهید زیرا ممکن است نسبت به یکی از آن کشورهای صاحب القهوه حساسیت تاریخی و سیاسی داشته باشد.در انتخاب فنجان هم دقت کنید سعی کنید فنجان مورد انتخاب سبز باشد و ساخت کشور چین !خوب الان همه چیز مهیاست برای یک طرح قهوه گیری اجتماعی.وقت سرو قهوه آمده است .اما قبل از هرچیز با وی مبلغ قهوه گیری را طی کنید.فشار مضاعف برای دریافت وجه به صورت روبل و یوان به جای دلار و یورو میتواند نگاه فرد مفعول القهوه را به فاعل القهوه مثبت کند.!البته برای سرو قهوه میتوانید از خانم استفاده کنید البته مسلط بودن خانم صارف القهوه به زبان دری بسیار حائز اهمیت می باشد.در صورت غیرفارس بودن نفر سعی کنید از کاراکتری استفاده کنید که لهجه اش در ابتدای امر نزدیک به فرد مفعول القهوه باشد تا در وی القا حس همشهری گری نموده و سبب آشنایی و احتمالا اعطای وام های کلان میلیاردی به صارف القهوه که البته شمای عزیز نیز در راه خمس وام اعطایی بی نصیب نخواهید بود.سعی کنید نیت نیز بسیار مهم است یعنی هدف مفعول القهوه صرف سرنگونی نباید باشد زیرا اگر صرف سرنگونی فنجان باشد فال درست جواب نخواهد داد ولی اگر با ساختارو اصول بنیادین فنجان و سیاستهای صدور فنجان به پپه های دیگر موافق باشد ،امید آن میرود دراین شوی قهوه گیری تغییری در آینده پپه مفعول القهوه ایجاد شود. مفعول القهوه ، فنجان قهوه را با دست راست گرفته و خورده و با دست چپ نعلبکی را پایدار نگه دارد.!مشارکت دست چپ و راست در تناول قهوه بدون عوامل خارجی و قومی بسیار حائز اهمیت است.واژگون کردن صحیح قهوه با دست راست بر روی نعلبکی پایدار دست چپ بدون دخالت آخرین مرحله از پروسه سرنگونی فنجان می باشد.اگر هم دخالتی در سرنگونی فنجان کردید و بعدا لو رفت با اصرار گناه را بر گردن صارف القهوه لهجه دار بیاندازید که البته به این گناه به گردن گیری ها عادت دارد.
زمان فال گیری فرا رسیده است فنجان را برداشته و به فال گیری بپردازید.البته اشکال معوج و مختلفی در فنجان دیده میشود لذا جهت تفسیر اشکال مفعول القهوه به ،نکات زیرا و مفهوم اشکال را توضیح میدهم:
1-الاغ: همان مفعول القهوه می باشد
2-پالان:نمایانگر این است که انتخابات با موفقیت برگزار خواهد شد.
3-خطوط کج: جریان انحرافی-مفعول القهوه در آینده در جهت طرح اشتغال زایی در تخت جمشید به تولید لوحهای میخی خواهد پرداخت.
4-روسری:جنبش سبز-مفعول القهوه به مرض بلغم دچار خواهد شدو خانه نشین میشود.
5-امامه:رهایی از غصه و خیروبرکت و فزونی بی حد و حصر!
6-خیار:خامنه ای-مفعول القهوه معتاد است!!
7-خیارچه:جنتی-مفعول القهوه عمر طولانی نزدیک 200 سال می یابد
8-بلبل:احمدخاتمی-مفعول القهوه در زندگی بسیار با مسائل زناشویی بیگانه است و توصیه شود برنامه اخلاق در خانواده را مشاهده کند.
9-زالو:روسیه –خیر وبرکت در زندگی مفعول القهوه رواج خواهد یافت.
10-چنگال:لاریجانی-مفعول القهوه صاحب سه فرزند سه قلوی ای که سه کار میکنند خواهدشد.
11پینوکیو یا هرچیز چوبی:احمدی نژاد-مفعول القهوه آنقدر دروغ خواهد گفت که دماغش دراز میشود و اگر بر روی پینوکیو یا هر چیز چوبی خطوط انحرافی نیز بیفتد،نشانگر این است که دارکوب زبله دماغ پینوکیو را با نوکش کوتاه خواهد کرد و جای نگرانی ندارد!
12-بیت یا خانه: مفعول القهوه احتمالا دست به اختلاس کلانی بزند.
13-آنتن: مفعول القهوه در آینده نزدیک سوار بر هواپیما در میدان آزادی فرود خواهد آمد.
14-ستاره:انجمن حجتیه(فیلترشد!)البته اگر فرد مورد نظر تحصیلات کارشناسی داشت احتمالا در کنکور ارشد مردود شود!
15-دست راست: بشار اسد-نشانگر یمن و برکت و خیر و صلاح و ولایت و نوازش و لطف و مرحمت است و احتمالا وی در آینده باید یک سی چهل میلیون قربانی بکند درراه رضا ی خدا!
16دست چپ:حسن نصرا...-احتمالا مفعول القهوه در فیس بوک توسط براداران( اد ) خواهد شد.
17-هلو:حساب ذخیره ارزی-جیب مفعول القهوه خالی خواهدشد.وضعیت مالی ضعیف.
18-لامپ کم مصرف: مفعول القهوه به ملاقات رهبری خواهد رفت
19-وزیر اطلاعات:مفعول القهوه با همسرش سر مدرسه رفتن فرزندش درگیر خواهدشد و سرانجام فرزند دلبندبابا قهرکرده یک هفته به مدرسه نخواهد رفت!
20جغد:محسن ترکی-مفعول القهوه هرکاری کند بازنده زندگیست!
21-جعفری و شوید و گشنیز: مفعول القهوه به عضویت بسیج درآمده و یک کیلو روغن لادن دریافت خواهد کرد(مژده)
22-طناب دار:مفعول القهوه با یک روزنامه نگار ملاقات کرده که بسیار خوش یمن خواهدبود.
23-پفک نمکی: وی برنده تور تفریحی دریاچه اورمیه خواهدشد.
24-بوقلمون:از یکی از نمایندگان مجلس خبر خوشی دریافت خواهد کرد
25-بهمن دانشجویی: نیروی انتظامی به خیابانها امده و از سیگار فروش ها هرچی بهمن دانشجویی می باشد جمع خواهد کرد لذا به وی توصیه کنید هروز 12 نخ سیگار فروردین بکشد!
26-مدادرنگی:مفعول القهوه از زندان یک نامه فدایت شوم دریافت خواهد کرد
27-اگر فنجان کاملا سفید و بی قهوه و عریان بود مفعول القهوه در خواب گل شیفته فراهانی را خواهد دید
28-مگس:مفعول القهوه طرفدار پرو پا قرص روزنامه کیهان است!
29-الماس:سردار مدحی-تور تایلند شما برنده شدید ولی متاسفانه ویزا دریافت نخواهید کرد....بمب
30-صلیب:فیش گاز دوبرابر خواهدشد
31-گیوه:حضور پرشکوه مردم در انتخابات مسلحانه!
32-مورچه خوار:حسین طائب-احتمالا مورد نوازش قرار خواهد گرفت..کی؟..مفعول القهوه
33-بادکنک:حسن فیروزآبادی-دریاچه اورمیه که خشک شد لذا فرد مفعول القهوه با تیوب تراکتور میتواند بر روی دریای خزر شنا کند اگر محسن ترکی اجازه دهد!(حال چه ربطی به فیروز آبادی داشت..نمیدانم فکر کنم یک رابطه ای با بادکنک دارد!)
حال نوبت نعلبکیست، البته موارد مشهوده در فنجان بسیار بیشتر است واز 1357 مورد تا 1390 مورد آن در کتب و سایتهای مختلف رمالی و جن گیری و بعضا در جلسات خفیه کرج و حومه ذکر شده و ذکر انان سبب اطاله کلام است، ولی سعی شد به تصاویر و شاخص های مهم اشاره شود زیرا بقیه اشکال در زیرگروه این موارد قرار میگیرد و خود بعد از چند فال بینی کاملا حرفه ای خواهید شد و البته با یکبار خواندن روزنامه کیهان به تمامی اشکال و روشهای فال قهوه گیری اشراف پیدا خواهید کرد. در نعلبکی هم همین است یعنی هرچی از محتوای دست راست می چکد در نعلبکی دست چپ هم وارد میشود و قابل تفسیر است .اصلا در فال قهوه چپ و راست مفهومی ندارد و مهم آن پپیه ایست که مینوشد این قهوه تلخ .... را! امیدوارم از این بخش استفاده کافی و وافی برده باشید انشا الله در جلسات بعد با سایر اصول رمالی و جن گیری و طالع بینی خواب آشنا خواهیم شد.بامید دیدار.

رضا طالبی 

منبع: سانا نیوز

وقتی سلحشور اسکار را از نوبل تشخیص نمی دهد



عصر ایران : فرج الله سلحشور انتقادات تازه‌ای را نسبت به برپایی جشنواره فیلم فجر و جوایز آن و نیز موفقیت تازه سینمای ایران در اسکار مطرح کرد.
کارگردان مجموعه «یوسف پیامبر» در گفت و گو با سینماپرس، به جشنواره فیلم فجر تاخت و گفت: برخی از آثاری که در جشنواره سی ام فیلم فجر برگزیده شدند آثاری ارزشمند بودند و به حق انتخاب شدند اما برخی از آثار از روی مصلحت اندیشی انتخاب شدند و به خاطر سابقه ای که آن افراد در گذشته داشتند به آن ها تعلق گرفت نه فیلم هایی که در جشنواره امسال با آن شرکت کرده بودند.
سلحشور همچنین درباره آخرین رویداد و موفقیت سینمای ایران و کسب جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی توسط «جدایی نادر از سیمین»(اصغر فرهادی)، اظهار کرد: آیا مطرح شدن ارزش است؟!  آیا هر مطرح شدنی ارزش محسوب می شود؟ آیا هالیوود و بالیوود که به عنوان بزرگ ترین کشورها در تولید آثار سینمایی شناخته شده اند اعتبار و ارزش دارند؟
وی ادامه داد: به نظر من این موضوع که فرهادی به ارزش‌ها اهانت کرده و با سیاه نمایی ایران جایزه دریافت کرده است ارزش نیست و این خود یک ضد ارزش و ننگ است.
کارگردان «اصحاب کهف» با بیان این مطلب که خیلی از افراد می‌خواهند امام  را از عرصه سیاست و فکر و اندیشه حذف کنند، تصریح کرد: امام خمینی   می گفتند که وقتی خارجی ها از شما تعریف می کنند به خودتان شک کنید.  رهبری هم در ادامه راه امام تاکید کردند که جوایزی که جشنواره های خارجی می دهند ارزشی ندارند.
وی افزود: اگر جشنواره های اسلامی و مذهبی مقامی گرفته شود ارزش دارد اما جشنواره هایی مانند اسکار که هر عاقلی اهداف آن را می‌داند و به رهبران اسرائیل جایزه صلح می‌دهد ، ارزشی ندارد.
 (گفتنی است تاکنون هیچ جایزه اسکاری به «رهبران اسرائیل» اعطا نشده است و احتمالاً آقای سلحشور جایزه آکادمی یا اسکار را با جایزه صلح نوبل که در سال 1994 به شیمون پرز از «رهبران اسرائیل» داده شده، اشتباه گرفته است.)

منبع پیک ایران